أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
231
قانون ( فارسى )
1 - ضماد درست شده از مريم نخودى كوهى ، آرد لوبيا گرگى ، و بزرهاى ادرارآور . 2 - ضماد درست شده از صمغ انگدان ، اندران ، خاراگوش ، ماشدارو ، مصطكى ، زعفران با روغن سنبل رومى و موم . رژيم غذائى بيمار آنچه نبايد بخورد : گوشت غليظ ديرهضم ، نان فطير برنيامده ، نان از آرد دو بار بيختهء لزج و كشدار ، شراب غليظ و شيرينمزه ، برنج ، گاورس ، پاچه و كلّه ، سرخشدههاى خشكاننده ، داروهاى خشكاننده ، خرما ، شيرينيهاى قنادى و بويژه حلواهاى مانند ؛ افروشه ، هريسه ( حليم ) ، پالوده ، قطاب ، لوزينه ؛ زيرا همهء غذاهايى كه ذكر شدند سبب بندآمدنيها در كبد مىشوند . نبايد بعد از غذا خوردن بىدرنگ به حمام روند ؛ زيرا هنوز هضم نشده راه بيرون رفتن را در پيش مىگيرد . نبايد بعد از غذا زياد حركت كنند و نبايد بعد از غذا خوردن ورزش كنند . نبايد بعد از غذا زياد مايعات بنوشند . غذا و شراب را باهم نبايد بخورند . خوردن شراب با غذا خوب نيست زيرا شراب غذاى هضم ناشده را به سوى كبد سوق مىدهد . اگر گوشت مىخورند در آب پخته باشد از سرخشده بهتر است . نانى كه مىخورند بايد از خمير بسيار مايهزده و شورمزه و برآمده باشد . جو ، بلال ، نخود ، گندم سبكوزن ، باقلى ، همه خوبند و با كبد سازگار . اگر شراب خالص كهنه شدهء كممايه را بخورند رواست . بايد تره و امثال تره را همراه غذا بخورند . مارچوبه نيز خوب است . كبر خوب است . و تو مىدانى كه داروها و غذاهاى بجز اينها كدام با كبد سازگارند . فصل سوم باد و بادكردگى در كبد گاهى رخ مىدهد كه مادهء بخار در بخشى از اجزاء كبد يا زير پردهء پوششى كبد جمع مىشود . اگر راه بيرون شدن نداشته باشد بر هم متراكم و انبوه مىشود و سرانجام به بادكردگى در كبد مىانجامد . بخارى كه سبب بادكردگى كبد مىشود دو حالت دارد : يا در اندازه زياد است و منفذى را نيافته كه از آن بيرون رود . يا راه به جايى يافته كه راهبندان بوده و به بنبست رسيده است . كه در اين حالت اگر زياد هم نباشد ، بادكردگى كبد را بوجود مىآورد . نشانيها انسان كه به بادكردگى كبد مبتلا باشد ، احساس مىكند كه چيزى در كبد و آن اطراف سنگينى مىكند و منتشر مىشود . اما سنگينى كمتر از آن است كه در حال ورمكردگى كبد يا وقوع راهبندان