أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

188

قانون ( فارسى )

در اكثريت كبد با دنده‌هاى عقب و حجاب مشترك است و شديدا به دنده‌ها چسبيده است . حساسيت كبد مادهء گوشتين كبد هيچ حساسيتى ندارد . تنها آنچه از كبد در طرف غشاء واقع شده است ، كمى داراى حساسيت است كه آن حساسيت را از اجزاء غشاء پىآلود كسب كرده است و حساسيت از غشاء به اين قسمت از كبد سرايت مىكند . پس اين مشاركت كبد با اندامانى از قبيل دنده و حجاب و حالتى كه از اين مشاركت دست مىدهد در هر انسانى يكسان نيست . تو سابقا ياد گرفتى كه خون در كبد توليد مىشود ، و در كبد زهره و مادهء سودائى و آب از آن جدا مىشود . گاهى ممكن است در عمل توليد خون و از هم جدا كردن خون و صفرا و سودا و آب خللى روى دهد . و ممكن است خللى در توليد خون روى دهد اما در جداسازى مواد سه‌گانهء فرعى يعنى صفرا و سودا و آب خلل روى ندهد . اگر خلل در عمل جداسازى مواد سه‌گانهء مذكور يعنى جدا شدن صفرا و سودا و آب رخ دهد ، كبد در توليد خون خوب و سازگار با اندامان بدن نيز درمىماند . امكان دارد چنان روى دهد كه عمل جداسازى مادهء سه‌گانه يا عمل جداسازى يكى از آنها كه بايد از خون جدا شود ، صورت‌پذير نباشد اما خلل از كبد نبوده بلكه در اندام جذب‌كنندهء آن ماده باشد . در كبد نيروهاى چهارگانه يعنى نيروى كشنده ، نيروى گيرنده و نگه‌دارنده ، نيروى هضم‌كننده ، و نيروى راننده موجود است . ليكن اكثر نيروى هضم‌كننده در بخش گوشتين است و نيروهاى سه‌گانهء ديگر در ليف كبد جاى گيرند ؛ و دور نيست كه همهء نيروهاى چهارگانه در وريد باب باشند . هرچند يكى از طبيبان كه در اين اواخر به دنيا آمده‌اند ، عقيدهء اطباء پيشين را رد مىكند و مىگويد : « هركسى بر اين باور باشد كه وريد باب ( ماساريقا ) نيروى جاذبه و ماسكه ( كشنده و گيرنده ) دارد راه خطا پيموده است ، زيرا ماساريقا راهروى براى جذب شده است ، سزاوار نيست كه خودش نيروى جاذبه داشته باشد . » براى اثبات ادعاى خويش دليلهايى دارد كه در حقيقت بر هيچ حقيقتى تكيه ندارند . گويد : « اگر ماساريقا داراى نيروى كشندهء غذا بود ، حتما بايستى داراى نيروى هضم‌كننده هم باشد ؛ كه نيست . اگر داراى نيروى هاضمه بود غذا به اين زودى از آن نمىگذشت . آن‌قدر مىماند كه واكنش غذا نمودار شود » . همو گويد : « بديهى است كه كبد داراى نيروى جاذبه است ، اگر ماساريقا هم داراى نيروى جاذبه مىبود ، اين اصل و فرع در گوهر و در نيرو برابر و هماهنگ مىبودند » . امّا اين آقاى كوته‌نظر اين را ندانسته است كه اگر ماساريقا كه مجراى غذا به سوى كبد است نيروى جاذبه داشته باشد كمك بيشترى به كبد خواهد كرد و كار كشش كبد را آسان‌تر مىنمايد . همچنين اگر در مجراى دفع مواد به سوى خارج ، نيروى دفع‌كننده باشد ، كبد را در دفع كردن كمكى بسزا مىكند . اين را هم ندانسته است كه اگر در برخى از گدارها نيروى جاذبه باشد اما