أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

187

قانون ( فارسى )

براى اين قسمت كوژ كبد است . در كبد فراخنايى خلق نشده است . هرآنچه در او است عبارت از شعبه‌هاى جداگانه است و پراكنده كه همه باهم بر كيلوس وارد آيند و آن را به تندى در بر گيرند و كيلوسهاى از هم جدا را به سرعت بيشتر و به‌طور كامل‌تر تحت تأثير گذارند و مورد استفاده قرار دهند . رگهايى در همسايگى كبد قرار دارند كه پردهء نازك پوششى آنها از پردهء پوشش كبد نازكتر است تا مادهء گوشتين بتواند مستقيما با كيلوس غذائى در تماس باشد و تأثير بيشتر بر كيلوس گذارد . پردهء پوشش كبد با پردهء پوشش روده‌ها و معده - كه ذكرش آمد - پيوستگى دارد . همين پردهء پوشش كبد به وسيلهء يك زردپى ستبر و كلفت و بسيار محكم به حجاب مربوط شده . زردپيهايى ريز و باريك زياد نيز پوشش كبد را با دنده‌هاى عقبى پيوند داده‌اند . اما ارتباط و پيوند كبد با قلب به وسيلهء رگى است كه آن را شناختى ! از قلب سر بر آورده و به كبد رسيده و از كبد برآمده و به قلب سر مىزند . يعنى پيوستگى دوچندان است . همين رگ پيوند دهندهء قلب با كبد و كبد با قلب به وسيلهء پردهء پوششى ستبر ، كه بر قسمت بالائى كبد قرار دارد و هر دو طرف آن پردهء ستبر در داخل نازك و نرم است ، پوشيده شده است . زيرا از داخل با اعضاى نازك در تماس است و بايد جاى نگرانى نباشد و اندام نازك از ستبرى و سفتى آن آسيب نبيند . كبد انسان به نسبت حجم كالبد ، از هر حيوان ديگرى بزرگتر است . گفته‌اند : هر جاندارى كه پرخورتر باشد و قلبش ناتوانتر باشد ، كبدش بزرگتر است . عصبى باريك هست كه كبد و معده را بهم پيوند داده ليكن كبد و معده از آن بهره‌بردارى نمىكنند - زيرا باريك است - مگر در حالتى كه ورم در كبد رخ دهد . رگهاى مادر كه از كبد روئيده عبارتند از دو رگ رئيسى . يكى از آن دو از جانب گود شدهء كبد روئيده و مهمترين كارش جلب غذا براى كبد است و اين رگ غذارسان را درگاه باب مىنامند . دومى از سطح كوژ شدهء كبد رسته است و كارش غذا از كبد دريافت كردن و به اندامان ديگر رساندن است . و آن را وريد كاوك مىگويند . ما تشريح اين هر دو رگ را به تفصيل در كتاب اول قانون بيان كرده‌ايم . كبد زائده‌هايى دارد كه بر سطح معده پراكنده‌اند و به وسيلهء آنها معده را دربرگرفته است . تو گوئى به وسيلهء انگشتان ، خود را به معده چسبانيده است كه نلغزد . بزرگترين زايده‌اى كه از كبد جدا شده يكى است كه كيسهء زهره بر آن سوار است و زايدهء ديگرى از آن به سوى پايين روى آورده است . زايده‌هاى كبد مجموعا چهار يا پنج است . بدان ! كه در اكثر مردم كبد در پناه دنده‌هاى عقب خزيده و دنده‌هاى عقب آن را شديدا در بر گرفته‌اند . اما گفتيم در اكثر مردم . منظور اين است كه هركسى چنين نيست و كبد همه كس شامل اين قاعده نمىشود .