أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
6
قانون ( فارسى )
اندام قسمت سرآغاز معده - كه دهانهء معده است - از عهدهء اين كار برآمد و توانست براى خودش و براى غير خودش غذا بطلبد . ديگر نيازى به غير آن نمىافتد و ديگر اجزاء معده از حساس بودن معاف شدهاند . عصبى كه از مغز راهى است و كارش حساسيت بخشيدن به دهانهء معده يا بهتر بگوييم دهانهء آن طرفى مرى است ، در جايى نزديك به معده به مرى پيچ مىخورد و بعد از يك بار پيچ خوردن دور مرى ، به معده مىپيوندد . رگى بزرگ در طول معده بر كوژترين جاى معده سوار است . شعبههاى زيادى را كه با وى پيوند دارند به سوى معده فرستاده و شعبههاى باريك و نازك پهلو به پهلوى هم در يك رده راهى معده شدهاند . شريانى نيز به آن رگ بزرگ چسبيده است و از شريان نيز شعبههايى مانند شعبههاى رگ بزرگ روييدهاند . هر دو رگ بزرگ و شريان بر « صفاق » تكيه دادهاند و از جملهء آنها « ثرب » تنيده مىشود كه ثرب و كار ثرب را نيز شرح خواهيم داد . هضم چگونه صورت مىگيرد ؟ معده به وسيلهء حرارت سرشتى - كه در گوشتش هست - و به وسيلهء حرارتى كه از اندامان همسايهاش به او مىرسد ، هضم را انجام مىدهد . كبد از بالا به طرف راست معده سوار است . چرا بر طرف چپ سوار نشده ؟ زيرا در طرف راست معده مخروطى مانندى هست كه بهتر سوارى مىدهد . انگشتان مانندههايى از كبد آمدهاند و معده را محكم در بر گرفتهاند كه سوار نجنبد و پرت نشود . در طرف چپ معده ، از پايين ، طحال زيراندازمانندى براى معده شده است . طحال كمكى از حجاب دورافتاده كه حجاب را آسوده بگذارد . ( تا حجاب از پليديها كه با طحال است در امان باشد - نسخه ) . چرا كبد و طحال دوتايى بر معده سوار نشدهاند ؟ زيرا اگر دوتايى بر معده سوار مىشدند بار معده بيش از توانائيش سنگين مىشد و درمىماند . چرا به جاى كبد كه سوار شده است طحال سوار معده نشده ؟ زيرا هميشه كار مفيد و ارزنده ، بر كار كمبهره و كمارزش برترى دارد . علاوه بر اين كبد در جرم نسبت به جرم طحال بسيار بزرگ است ، و از نيازى كه به كبد بود بايستى بزرگ باشد و بايد بزرگ جثه را بر چيزى مناسب سوار كرد كه زياد خسته نشود . طحال چيست ؟ طحال عبارت از آشغالدانى است كه معده برخى از ريختنيهاى خود را در آن مىريزد . سر معده به سوى چپ ( جايى كه در آنجا آشغالدان هست ) متمايل است كه به سلهء مهملات نزديك باشد . پس بايد از اين چپگرايى سر معده جاى طحال تنگ شده باشد ، كه چنين نيست .