أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

51

قانون ( فارسى )

غرغره پديد آيند . يكى ديگر از اسباب خشكى مزاج سردردآور بند آمدن مواد رطوبتى است هرچند قطع شدن مواد رطوبتى از تخليه كردن نباشد ، مثلا از روزه گرفتن يا از ترك خوراك كردن يا خوراك گير نياوردن ممكن است اين حالت روى دهد . فصل سوّم سردردهايى كه از جدايى افتادن پيوسته‌ها روى دهند جدايى در چندين جاى رخ مىدهد : در پردهء مغز ، در گوهر مغز ، در رگهاى مغز كه ترك برمىدارند و شايد - چنان‌كه خودت مىدانى ! - از اثر جنبش بخار و بادها كه در نخستين مرحله پيدا مىشوند يا از بندآمدنىها سرچشمه گيرد . گاهى از اثر بودن خلطى خورنده و گاهى از اثر افتادن يا ضربت خوردن يا برنده‌اى از خارج جدايى در ميان افتد . اگر جدايى در داخل روى دهد ، شايد جوش نخورد و قرحه‌اى گردد كه سر را آزار دهد و سردرد هميشگى باشد . ضربت خوردن و افتادن شايد جدايىاندازىشان چندان دشوار نباشد و معالجه شود ، امّا اگر از اثر ضربت خوردن يا افتادن ، مغز از جاى تكان خورد ، ممكن است مرگ به دنبال آرد . گروهى از طبيبان هندى گويند : شايد مايهء سردرد كرمى باشد كه در اطراف سر پيدا شود و از حركت و دريدن و خوردن آن دردسر به وجود آيد . امّا گروهى از اطباء اين نظريه را رد كرده‌اند به عقيدهء من لازم نيست اين نظريه را بكلّى رد كنيم زيرا بسيار اتّفاق مىافتد كه در وسطهاى جلو سر و بالاييهاى سوراخ بينى كرم پيدا مىشود . پس جايز است گاهى هرچند به‌ندرت باشد كرم در نزديكيهاى حجاب هم به وجود آيد . فصل چهارم سردردهايى كه از ورم سرچشمه گرفته‌اند ورمى كه سردرد به بار آرد ، جايش در پرده‌هاى مغز است . يا ورم گرم است و سردردى كه از آن ناشى است سرسام گرم ناميده مىشود . اگر ورم ، سردرد سرد در پى دارد ، بيمارى را ليثرغس كه به معنى فراموشكارى است مىنامند . گاهى ورم تركيبى است و بيمارى را سبات سهرى ( خواب‌آلود مانند بىخواب ) گويند . شايد ورم سخت باشد و شايد اين ورم سفت در خود مغز و گوهر مغز باشد آن‌گاه ورم نامبرده يا گرم التهابى ( فلغمونى ) يا باد سرخ به بار آرد يا اينكه ورم سرد است و در آيندهء نزديك همهء اينها را شرح مىدهيم . بسيار اتّفاق افتد كه مادهء سردردآور مىگدازد و آب مىشود و از راه گوش و غيره به صورت چرك و ريم يا مادهء آبكى بيرون مىريزد .