أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

52

قانون ( فارسى )

فصل پنجم چگونگى سردردها كه به سبب مواد پيدا مىشوند مىگوييم : مواد يا خودبه‌خود و ذاتا سبب سردرد مىگردند ، يا از روىآوردى كه با خود آرند سردرد پديد آيد . منظور از سبب ذاتى آن است كه مزاج خودبه‌خود تغيير يابد يا جدايى در ميان پيوستگىها خودبه‌خود روى دهد . تغيير مزاج خودبه‌خود ، از دو راه صورت مىگيرد يا از همجوارى ، يا از راه همكارى الزامى . منظور از همجوارى آن است : خلطى كه آميزش پيدا كرده اگر گرم است گرمى با خود آورده و اگر سرد است سردى ايجاد كرده و تأثير تغيير مزاج از خلط است و هرگاه خلط از آميزش دست‌بردار شد ، درد خودبه‌خود از بين مىرود و پراكنده مىشود و چندانى از آن باقى نمىماند كه به حساب آورد ؛ و منظورمان از همكارى اجبارى آن است كه خلطآميزه اثرى گذاشته است ثابت و محوناشدنى . اگر خلط را بيرون رانيم اثر آن در جاى خود پايدار است و مايهء درد سر مىشود . مراد از پيدايش سردرد ناشى از ماده‌اى كه جدايى انداز است آن است كه ماده در سر به حركت درمىآيد و نفوذ مىكند يا سوزش ايجاد مىكند يا مىخورد . اگر از حركت است اكثرا از آنجا كه بادها را برانگيزد ، دردسر پديد آيد . در بيشتر حالات ماده‌اى به حركت مىافتد و از اثر حركت باد را برانگيزد و سبب سر درد مىشود كه آن ماده سرد باشد و حرارتى روىآور يا غذاى بادآور و آميخته با گرمى بر آن وارد آمده است . ماده‌اى كه سوزش‌آور و خورنده باشد ، عبارت از خلط گرم است . ماده‌اى كه ذاتا مايهء سردرد نيست امّا از راه روىآورده‌ها سردرد مىآرد تفصيلش اين است : ماده سبب بند آمدن مىشود و اين بند آمدن چه ورمى به وجود بيارد يا نيارد - چنان‌كه مىدانى - تغيير مزاج مىدهد ، و حتما بند آمدن جدايى انداز است . زيرا هر موادى را كه طبيعت عهده‌دار تحريك آن در بدن است يا در راه بيرون راندن يا در راه برگزيدن و جدا كردن و تقسيم شدن غذايىها است كه بايد از گدارهاى طبيعى بگذرد . اگر از راه‌بندان روى داد ، باز نمىمانند و اگر بازماندند براى بيرون رفتن تلاش و مقاومت مىنمايند و اين تلاش و مقاومت كشيدگى به بار آرد و كشيده شدن سبب جداسازى پيوسته‌ها مىشود . راه‌بندان گاهى در گوهر مغز و گاهى در وريدهاى داخل مغز روى مىدهد ؛ يا ممكن است كه راه بندان در شريانهاى مغزى يا در وريد و شريانهاى مغزى در پرده‌ها پديد آيد . خلطهايى كه سبب بند آمدن مىشوند ، يا خلط لزج است - به شرطى كه لزجى در مادهء بلغمى باشد - يا خلط غليظ است يا خلط زياد جمع شده است . اگر خلط در مادهء بلغمى يا سودايى باشد سبب بند آمدن مىشود . مادهء بلغمى از لزج بودن و غليظى و بيشى ، مايهء بند آمدن مىگردد . مادهء سودايى چه غليظ باشد و چه زياد باشد ، راه‌بندان را به وجود مىآرد مادهء خلط كه صفرايى يا خونى باشد در حالت زياد بودن