أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
31
قانون ( فارسى )
علامتش اين است كه درد مغز از قسمت جلو شروع مىكند . اما اگر از اندامان عقبى باشد ، درد مغز از عقب شروع مىكند و رگ و شرايينهاى عقبى متوتر مىگردند و تپشى احساس مىشود . در هنگام معاينه كه روىآوردهاى اندام مشارك با مغز را مىجويى ! بايد دقت كنى كه روىآورد از خود اندام مورد معاينه نباشد ، بلكه بايد روىآورد را بشناسى كه از شركت آن اندام با مغز پديد آمده است و نبايد مشاركت مغز با آن اندام را در نظر آرى . مثلا دل به هم آمدنى هست و آزارى در مغز هست . حكم مىكنى كه اين بلاى مغز از شراكت معده روى آورده است كه ممكن است در اين حكم اشتباه كرده باشى ! شايد مغز اول علتى داشته و آن علت مستور بوده است . به هم آمدن معده سببش مشاركت مغز است و از دردى كه در مغز بوده حالش به هم خورده است كه آن حالت بيمارى مغز ناپيدا بوده . پس در اين مواقع بر تو لازم است كه به كتاب اول ما مراجعه كنى و دستوراتى را به كار ببرى كه ما به تو ياد داديم . از راه به كار بردن دستورات ما مىتوانى بيماريهاى اصلى را از بيماريهاى مشاركه بازشناسى فصل هفدهم نشان مزاج معتدل مغز مغز معتدل نشانهايى دارد كه از اين قرارند : 1 - در كنشهاى حسى و سياسى و جنبشى نيرومند و كردارش در اين زمينه مرتب و معتدل است . 2 - ريختنى و زائدهها را چندانكه لازم است ريخته شوند بيرون دهد و اين كار به اعتدال رخ مىدهد . 3 - چنان نيرويى در خود نگه مىدارد كه با روىآوردههاى خارجى مقاومت كند . براى مثال از اعتدال مزاج ، حالت موى سر را در مراحل مختلف نشو و نما مىآوريم : موى سرى كه حكايت از مغز معتدل المزاج دارد ، در دوران نوزادى زعفرانى آتشى و در نوجوانى سرخرنگ و در اوان تكميل نشو و نما ، به سياهى مىگرايد . در پيچش و صافى حد وسط است رويش موى و جوان ماندن موى و سفيد شدن موى نه زودتر از اوان و نه ديرتر از زمان معمولى و طبيعى صورت مىگيرد و به زودى طاسى به سراغش نمىآيد . فصل هجدهم علامت مزاج طبيعى مغز به عقيدهء جالينوس : گرممزاجى مغز درهم شدن عقل و پراكندهگويى ( هذيان ) را به بار آرد كه اين حالت سبكسرى و شتاب در تدبير و ناپايدارى در تصميم را به دنبال دارد .