أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
26
قانون ( فارسى )
اگر ماده سودايى باشد سرگرانى بيش است و وسوسهها و اوهام زياد . اگر ماده خونى بود ، از هر دو حالات مذكور سرگرانتر است و تپش موجود است و ته و بيخ چشم به درد مىافتد . زيرا مادهء كيموس گرم نفوذ مىكند . چشم سرخ رنگ مىشود ، رگها باد مىكنند . اگر ماده بلغمى باشد ، سرگرانى از حالات قبلى بيشتر است . آزارش كمتر از خونى و صفرايى است ، خواب بيمار بيشتر از آن باشد كه در بودن مادهء سودايى دارد و كندفهمى و تنبلى روى مىآورد . اگر سر خودبهخود يا از راه لمس كردن گرمى داشت يا گرمى نشان داد ، دليل بر گرممزاجى مغز است . اگر گرمى دوام يافت ، بايد دانست كه مزاج اصلى به گرمى گراييده و اگر پيدا شد و آزار همراه داشت ، معلوم مىشود كه گرما به مزاج مغز روى آورده است و بر همين قياس مىتوانى از سرد ملمسى سر چه خودبهخود به سردى حس كند يا از راه لمس كردن سردى نشان دهد نتيجهگيرى كنى كه مزاج مغز سرد است يا سردى روى آورده است . اگر سر در لمس كردن زبر و خشك باشد و بدانى كه سردى از خارج اين زبرى و خشكى را به بار نياورده است باز مىتوانى حكم گرمى و سردى را بر آن برانى و همچنين اگر سر در لمس كردن ترى نشان داد و دانستى كه از گرمايى نيست كه از اندرون عرق آورده باشد مىتوانى همان قياس گرمى و سردى را به كار ببرى . اگر بيمارى كه سردرد دارد و در عين حال چنين مىپندارد كه حشرهاى در سرش به خوردن و جنبش مشغول است علامت وجود مادهء گرم در مغز است . سردردى كه بيمار با آن گزش و سوزش زياد در سر حس مىكند نشانهء وجود مادهء گرم در مغز است . سردرد همراه با تپش دليل وجود ورم گرم در مغز است و از پيدايش تب خبر مىدهد . سردردى كه سر را مىفشرد دليل بر وجود مادهء سنگين وزن و سرد است . دردى كه در سر است و كشيدگى دارد خبر از وجود مادهء بادكن مىدهد و انتقال يافتن و جابهجا شدن درد گواه صادق بر چنين مادهاى است . سردردى كه بيمار حس مىكند مثل اين است با پتكى در سرش مىكوبند علامت سردردهاى مانند سردرد كلاهخودى و سردرد نيمهاى مزمن است . سردرد خودبهخود سبب اصلى خود را آشكار مىسازد . مثلا سردردى كه از مشاركت معده آمده است از آن خبر مىدهد . سردردى كه از مشاركت كبد باشد هيئتى مغاير و ويژه به خود دارد كه اينها را بعدا ذكر خواهيم كرد . گاهى سردرد از دوام و پايدارى كردن ، ما را به سرمنزل علت مىرساند . مثلا اگر سردرد قسمت جلو سر و قسمت عقبى سر بسيار دوام يافت خبر به ما مىدهد كه بيمارى « قرانيطس » در راه است .