أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

524

قانون ( فارسى )

مزاج قلب به درجه‌اى برسد كه دارندهء قلب غش كند . بايد بدنى كه سوء مزاج قلب ريشه دوانيده و محكم شده است . اگر سوء مزاج سرد يا گرم ، يا خشك و يا بدون ماده بر قلب چيرگى يابد ، تن دارندهء قلب راه سل و گداخته شدن در بر مىگيرد . اگر سوء مزاج قلب از گرمى است و ماده همراه ندارد ، پىآمدش دق فراگير است كه همهء بدن را در بر مىگيرد . اگر قلب به سوء مزاج سرد برخورده ، نوعى از بيمارى دق را براى دارندهء قلب به ارمغان آورده است . دقى كه آن را دق پيران و دق كهن‌سالان مىنامند . اگر سوء مزاج خشك به قلب روى آورده ، آن هم نوعى از دق و نوعى بيمارى سل به دنبال دارد . اما بايد بدانى كه اين نوع از سل - كه از سوء مزاج خشك قلب سرچشمه مىگيرد - نه آن سل است كه از ورم ريه پديد آيد . در مبتلا شدن به اين‌چنين سل كه از سوء مزاج خشك قلب است ، ريه آزارى در خود حس نمىكند . دارندهء قلب در حال ابتلا به اين نوع از سل - كه از سوء مزاج خشك بدون مادهء قلب بروز كرده است - سرفه ندارد . دق اين حالت بر خلاف حالت دق گرم است ؛ كه دق ناشى از سوء مزاج خشك قلب سبب حرارت نمىشود . نشانيهاى سوء مزاج گرم قلب از اين قرارند : 1 - سرعت و پياپى زدن نبض بيش از حالت طبيعى است . 2 - سرعت و پياپى آمدن نفس ( بزرگى و سرعت از پياپى آمدن نفس - نسخه ) بيش از حالت طبيعى است . 3 - تشنگى شديد ، كه دارندهء قلب از هواى سرد تشنگيش آرامش يابد ، و از چيزهاى سرد مىآسايد . 4 - روىهم‌رفته لاغر شدن تن و گدازيدن بدون اينكه انگيزهء ديگرى در ميان باشد . 5 - غم و اندوه بر صاحب‌دل مستولى است به حدّى كه غم و اندوه همراه التهاب مىباشد . نشانيهاى سوء مزاج سرد قلب : 1 - نبض كوچكتر و كندتر و متفاوت‌تر از آن است كه بايد در حال طبيعى حس شود ؛ مگر اينكه نيرو از بين رفته باشد و نبض صاحب‌دل براى تلافى كردن ما يحتاج از نبض - كه از كوچكى و كندى كاهش يافته است - پياپى آمدن را بيفزايد . 2 - نفس ناتوان است . 3 - نيرو دارد مىگدازد . 4 - از هر چيز گرم از قبيل : غذاى گرم ، بساييدن گرم ، بو كردن چيز گرم مىآسايد . 5 - دارندهء قلب هراسناك و ترسو است . 6 - بسيار دل‌نرم و مهربان است .