أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

516

قانون ( فارسى )

چركين گردد ؟ ! اگر فرضا قرحه در قلب پديد آيد - چنان‌كه گفته‌اند - خونى سياه از بينى مىريزد و دارندهء قلب مىميرد . ممكن است در رگهاى قلب راه‌بندانهاى زيان‌آور روى دهد و كنشهاى قلب به كاستى گرايند . گفتيم ممكن است يكى از بيماريهاى قلب از بين رفتن تكى ( انحلال فرد ) باشد . اما بايد بدانى ! كه اين احتمال دور تر از احتمال وجود ورم در قلب است و از بين رفتن تك براى قلب هرگز قابل تحمل نيست . اگر احيانا از بين رفتن تك در جرم قلب رخ دهد و به بطن قلب برسد ، انسان فورا مىميرد ؛ و اگر در بطن قلب نفوذ نكرد ، ممكن است بيمار نه حالا بلكه تا روز دوم مرگش به تأخير افتد . 5 - ممكن است بيمارى قلب از بيمارى نيام قلب باشد كه نيام قلب در بيمارى با اندامان ديگر مانند : مغز ، پهلو ، ريه ، كبد ، روده‌ها ، و بقيهء اندامان درونى و به‌ويژه معده شريك و سهيم باشد . يا اين شراكت در بيمارى با اندامان ديگرى باشد يا كليهء بدن در آن شريك باشد ، چنان‌كه در وقت تب بيمار مشاهده مىشود كه در اوان نوبهء تب و اوقات بحرانى تب چگونه قلب به تپش و اضطراب مىافتد . مشاركت قلب در بيمارى با اندامان ديگر غير از قلب به چندين وجه است : الف - چيزى از ما يحتاج قلب كاهش يافته باشد ؛ مثلا كبد ناتوان شده باشد و نتواند غذاى كافى را به قلب بفرستد . ب - مغز ناتوان باشد . از ناتوانى مغز ماهيچه‌هاى نفس‌كش ناتوان شوند و در نفس كشيدن و پس دادن دريغ ورزند . ج - خلط سودايى به اندازهء زياد در مغز جاى گرفته و بر گوهر مغز اثر گذاشته است و از گوهر مغز و از راه شريانها سرازير شده و به قلب ريخته است و تپش غير عادى قلب را برانگيخته است و نيروى قلب را كاهش داده و سبب غم و اندوه و افكار بد و تباه در دارندهء قلب شده است . د - خلط رطوبى از همين راه ( از گوهر مغز و از طريق راه شريانها ) به قلب رسيده و از اثر آن كند فهمى ، تنبلى و بىنشاطى به انسان روى آورده است . ه - ممكن است كبد در حالى باشد كه خون ناپسند ، يا خون گرم زياد از اندازهء لازم يا خون سردتر از حدّ لازم ، يا خون غليظتر از مقدار لازم را به قلب تحويل دهد . و - يا اندام همسايه قلب آزار ديده است و آزار همسايه به همسايه‌اش - كه قلب است - رسيده است . ز - ورم گرم يا ورم سرد در آبشامهء نيام قلب يا در اندام ديگر درونى هست ، كه آزارش به قلب نيز سرايت كرده است . ح - دهانهء معده و معده از خلط لزج ، يا خلط گزنده ، يا از كرم و كرم كدو ، يا از قى كردن مادهء گزنده آزار ديده‌اند و سبب خفقان و تپش غير عادى قلب شده‌اند . ط - از سبب آزار شديد باشد ، به حدّى كه قلب را نيز در بر گيرد . كه اكثرا سبب مرگ مىشود .