أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
461
قانون ( فارسى )
مىكنند و ممكن است از همان ابتداى بيمارى سرفه و انداختنى از راه دهان همراه باشند ، كه اگر چنين باشد بسيار خوب است . سرفه چرا ؟ ريه كه در مجاورت عضو دردمند قرار دارد از آزارش متأثر مىشود و به نوبهء خود آزار بيند . علاوه بر اين مادهء تراويده از ورم ذات الجنب به ريه - كه همسايه است - سرمىزند ، ريه مىخواهد آن را بيرون اندازد ، سرفه را تحريك مىكند كه ماده را تا راه دهان و خارج دهان بدرقه نمايد . هرگاه مادهء ورم به كلّى تحليل رفت و ريه از تراوش آن بىنصيب نماند و ريه نيز پر شد و ماده در آن جمع آمد ، وسيلهء سرفه ، خانهتكانى مىكند و پاكسازى ماده ، سرفه لازم دارد . اگر ذات الجنب در حجاب حاجز است - كه آن را ذات الجنب راستين و خالص ناميديم - تپش احساس نمىشود ؛ زيرا شريانهاى زياد در حجاب حاجز نيستند . از آنجا كه در چگونگى سرفه و تب و تنگنفسى و كشيدگى آويزهها و آزار رسيدن به غشاء آسترى تقريبا شباهت زياد بين ذات الجنب و ذات الكبد موجود است . بايد دقت كرد و آنها را هر دو از همديگر جدا سازى ! و خصوصيات هركدام را خوب بشناسى ! همچنين ذات الجنب و ذات الرّيه در اين سببها و در بيرون انداختن از راه دهان به هم شبيه هستند ، بايد فرق ميان آنها را بدانى كه از اين قرار است : اولا - فرق ميان ذات الجنب و ذات الكبد : در بيمارى ذات الكبد نبض موجى است ، درد سنگين است اما سوزنى نيست ، رخسارهء بيمار ذات الكبد زرد رنگى است زشت ، سرفه همراه تف كردنى مواد ناباب نيست ، سرفه در ذات الكبد خشك است و بسيار است و به سستى آيد . زبان بيمار ذات الكبد اول زرد مىشود و از زردى به سياهى انجامد . بول بيمار ذات الكبد غليظ است و به بول بيمار استسقايى مىماند . مدفوع بيمار ذات الكبد به رنگ جگر است . بيمار ذات الكبد در طرف راست خود احساس سنگينى مىكند ، همينكه دست به جاى سنگين زدى به درد آيد . گاهى روى مىدهد كه مدفوع اسهالى بيمار ذات الكبد به آبى مىماند كه گوشت تازه در آن شستهاند ، و اين دليل ناتوانى بيمار است و نيرو كاهش يافته است . اگر ورم بيمارى ذات الكبد در كوژى كبد باشد ، با دست زدن بسيار محسوس است . و اگر ورم مادهء بيمارى ذات الكبد در قسمت گود كبد ( تقعيره ) باشد ، نشانش را از نفس عاصى شده بجوى ! كه هرگاه نفس عاصى شد ، دلالت بر آن دارد كه چيزى سنگين و آويزان در سر راه خود دارد و بدان كه ورم در آنجا قرار گرفته است . نفستنگ در بسيارى از اوقات در بيمارى ذات الكبد هماهنگ است و كمتر كاستى و فزونى يابد و نفستنگى شديد نيست .