أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

462

قانون ( فارسى )

اما اگر ورم كبد در ذات الكبد در لايه‌هاى كبد خزيده باشد ، دليل وجودش را از نشانه‌هاى زير بجوى : 1 - سرفه با مادهء تف‌كردنى همراه است . 2 - درد سوزنى احساس مىشود . 3 - بول بيمار قوامش بهتر است . 4 - رنگ رخسارهء بيمار از اين بهتر نمىشود و بسيار خوب است . 5 - تنگ‌نفسى از تنگ‌نفسىهاى ساير حالات ذات الكبد شديدتر است و پيوسته شديدتر مىشود و بيمار به حالى مىرسد كه حس مىكند در مدّت هر شش ساعت تنگ‌نفسيش بيشتر مىشود . ثانيا . فرق ميان ذات الجنب و ذات الريه : اكنون ببينيم كه فرق ميان ذات الجنب و ذات الرّيه چيست . در ذات الرّيه : نبض موجى است ، درد سنگين است ، نفس‌تنگى از نفس‌تنگى ذات الجنب شديدتر است . نفس بيمار ذات الريه از بيمار ذات الجنب گرم‌تر است و نشانيهاى ديگر هم كه هستند گاهى روىآورهايى در ذات الجنب روى مىدهند كه به روىآورهاى « سرسام » ناخوش آيند منفور مىمانند . از قبيل : درهم شدن هوش ، هذيان گفتن ، نفس پياپى ، تپش زياد ، غش كردن و چيزهايى بد كه به درجهء غش كردن نمىرسند ، اندوه زياد ، بيزارى زياد از هر چيز ، تشنگى شديد ، تغيير رنگ رخساره به رنگهاى گوناگون ، شدت تب ، قى كردن مادهء مرارى ؛ كه اين روىآورها از شركت سينه با اندامان رئيس و مجاورت آنهاست . و بايد بين دو حالت فرق بگذاريم ، منظورم سرسام و برسام است . در بيمارى سرسام اولا و قبل از هر چيز هوش درهم مىشود ، و آنگاه بقيهء روىآورها به دنبال آيند . نفس كشيدن بيمار سرسام سلامت‌تر از نفس بيمار برسام است . تباهى نفس از درهم شدن هوش ديرتر روى مىدهد . سرسام روىآورهاى ويژه به خويش دارد از قبيل : سرخى رنگ چشمان و برآمدن چشمان به سوى بالا . ليكن در بيمارى برسام تا ديرگاه هوش درهم نمىشود و شايد تا نزديك به مرگ هوش و حواس اختلال نيابد ، بيمار داراى عقل سليم است ، اما از ابتداى برسام ، نفس تغيير يابد و به نفس بد - ناپسند - تبديل مىشود . هم از ابتدا مراقها به سوى بالا كشيده مىشوند ، تو گويى آنها را به سوى ورم مىكشند . بعلاوه درد سوزنى موجود است . بايد يادآورى كنم كه نبض در سرسام درشت است و تفاوت دارد ، اما در بيمارى ذات الجنب نبض كوچك و مايل به پياپى زدن است تا كوچكى را تلافى نمايد . بايد بدانى كه هرگاه ذات الجنب شدت يافت ، روىآورهايى كه براى ذات الجنب ذكر كرديم