أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

455

قانون ( فارسى )

مزاج هستند و با اينكه بلغمى مزاج از ذات الجنب تا اندازه‌اى در امان است گاهى ممكن است ذات الجنب از خون سوخته ، يا از بلغم گنديده باشد . به‌ندرت اتفاق افتد كه ذات الجنب از مادهء سودايى گنديدهء التهابى باشد . ما سابقا در كتاب كلّى بيان نموديم كه ورم گرم شرط نيست كه حتما زادهء بلغم و مادهء سودايى نباشد ؛ بلكه ممكن است از بلغم و سوداء هم ذات الجنب روى دهد ، ليكن نشانهء ويژه دارد . اگر ذات الجنب از مادهء مرارى يا خون باشد ، داراى شدّت و حدّت است . اما اگر ورم ذات الجنب از مادهء غير مادهء مرارى و خون باشد ، آن را ورم ديرينه گوييم و زياد مىپايد و اين حالت اخير را در اكثر بيماران ذات الجنب كمتر توان يافت . از آنجا كه هر ورمى از سه حالت تجاوز نمىكند : يا تحليل مىرود ، يا جمع آيد ، يا به سختى گرايد ؛ ورم ذات الجنب هم از اين حالات سه‌گانه جدا نيست . تنها فرقى كه دارد آن است كه ورم ذات الجنب به آن سختى و سفتى نمىرسد كه براى ورمهاى ديگر پيش مىآيد ، پس دانستيم كه ورم ذات الجنب در اكثر حالات يا تحليل مىرود ، يا جمع مىشود . هرگاه ورم ذات الجنب شروع به تحليل رفتن كرد ، مادهء تحليل شده را تحويل ريه مىدهد و ريه مادهء تحليل رفتهء تحويل گرفته را از راه گلو به سوى خارج بدرقه مىكند و سرانجام از راه دهان بيرون مىرود . امكان دارد كه مادهء تحليل‌رفته از ورم ذات الجنب به جايى ديگر غير از ريه منتقل شود . تا اينجا راجع به تحليل رفتن ورم ذات الجنب بحث كرديم حال ببينيم در جمع شدنش چه سرنوشتى دارد . اگر ريم ورم جمع آمد و تحليل نرفت ، بايد كوشش كرد كه ورم برسد تا بتركد ، و اگر تركيد ريمى كه از ورم سيلان كرده امكان دارد به ريه وارد آيد و ريه آن را از راه دهان بيرون راند . ممكن است رگ توخالى آن را بپذيرد و از راه بول آن را به خارج گسيل دارد . يا شايد به گدارهاى مدفوع وارد شود و در حالت اسهال بودن شكم فروريزد و به خارج راه يابد . گاهى رخ مىدهد كه مادهء تركيدهء ورم در فراغها و گوشتهاى غدّه‌اى بخزد ، كه در اين حالت به ورمهايى تبديل مىشود و از اطراف بينى ، پيچ و خمهاى پوست ، پشت گوشها سر برمىآرد . ممكن است مادهء چكيده از ورم ذات الجنب راهى مغز و اندامان ديگر شود - كه اين را نيز بحث خواهيم كرد - و خطرى به بار آرد و بيمار را هلاك گرداند . ممكن است مادهء چكيده از ورم رسيدهء ذات الجنب كه به ريه رسيده است ، به حدّى زياد باشد كه ريه را غرقه در خود نمايد و گدار نفس كشيدن ريه را ببندد . شايد مادهء چكيده از ورم به اين حدّ از زيادى نباشد كه ريه را در خود غرق نمايد و راه نفس كشيدن ريه را ببندد ، تنها همان اندازه باشد كه به‌طور عادى از ورم مىتراود ، و سزاوار است كه با تف بيرون داده شود . امّا بيمار از نا افتاده است و ريه‌اش ياراى آن را ندارد كه ماده را از راه دهان