أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

439

قانون ( فارسى )

فصل دوم خون تف كردن خون تف كردن ، حالتهايى دارد : 1 - گاهى يكباره و بىمقدمه خون با تف آيد ، كه اين از داخل دهان است و از اجزاى دهان تراويده است . 2 - گاهى با فن‌فن بينى و نوعى نفس تنگ بيرون آيد كه معلوم مىشود از گلو آمده است . 3 - گاهى همراه با سرفهء نرم سينه صاف كردن آيد ، كه دليل بر بودن خون در قصبه است . 4 - گاهى به صورت قى كردن خون برآورند كه اين‌چنين خونى يا از مرى و دهانهء معده يا از معده يا از كبد آمده است . 5 - گاهى همراه سرفه مىباشد كه دليل بر آن است از اطراف سينه و ريه مىآيد . خون تف كرده كه از سينه آيد ، از خونى كه از ريه مىآيد كمتر خطر دارد ، خونى كه از سينه آيد علاجش آسان است و به سرعت چاره مىشود . حتى اگر به كلّى شفا نيابد باز به اندازهء خونى كه از قرحهء ريه آيد خطرناك نيست و هرگاه قرحهء ريه به ناسور بينجامد ، تف كردن خون براى بيمار عادتى هميشگى مىشود . نزديك به همهء اين حالات ، نوعى خون تف كردن است كه از زخمى سرچشمه گرفته است و زخم سبب خون تف كردن از اثر ضربت خوردن يا دمرو بر سينه افتادن است ، كه بر كبد و حجاب اثر گذاشته ، يا بر چيزى تيز و برنده افتادن است . يا اينكه از اثر سرفهء سمج و دست‌بردار يا فرياد و جيغ كشيدن عارض مىشود . يا شخص بيمار خواسته است كه يكهو صداى خود را تيزتر كند و مراعات آن نكرده است كه به تدريج صدا را از آهستگى به تيزى برساند . يا حالت پكرى به حدّى رسيده است كه خون با تف مىآيد . ازاين‌رو است كه مىبينى ديوانگان و كسانى كه از هر چيزى بيزار و پكر مىشوند خون تف مىكنند . گاهى از اثر قى كردن شديد ، خون تف مىكنند و به‌ويژه كسانى كه براى خون تف كردن بدنشان آمادگى دارد . انگيزه‌هاى ديگرى نيز هست كه خون تف كردن را به همراه مىآورند ، كه از اين قرارند : 1 - خوردن مسهلى كه سبب اسهال شديد مىشود . 2 - خوردن غذاهاى تندمزه از قبيل سير و پياز . 3 - ترس زياد . 4 - غم و اندوه زياد كه سبب برانگيختگى خون شود . 5 - خوابيدن بدون زيرانداز . 6 - زالو كه به داخل گلو بچسبد . انگيزهء خون تف كردن ممكن است از دخالت اشياى خارج نباشد ، بلكه در خود بدن باشد . مثلا