أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
430
قانون ( فارسى )
سرفه انواع دارد : الف - سرفهء تر . ب - سرفهء خشك ؛ سرفه خشك آن است كه تف كردن مادهء ناباب در آن نيست . سبب سرفهء خشك از سوء مزاج گرم يا سوء مزاج سرد يا سوء مزاج خشك ساده و بدون ماده است . شايد سبب سرفه كردن ، پيدا شدن ورمهاى گرم در اطراف سينه باشد و تا ورم پخته مىگردد و مىرسد سرفه هست و ممكن است با ورم سخت ناپخته و نارسيده سرفه باشد ، امّا سرفهء بسيار خشك . امكان دارد سبب سرفه ، ورم كبد باشد ؛ كه ورم در طرف اندامان آويزه پديد آمده باشد . گاهى سبب سرفه ورمهاى سپرز است . و ممكن است ريم و چرك زخم ، فضاى سينه را بياگند و بدون سرفه بيرون نيايد . و بدان ! كه گاهى ممكن است همراه سرفه چيزى سخت سنگ مانند به اندازهء دانهء نخود يا تگرگ بيرون آيد كه عبارت از خلط غليظ است و از حرارت زياد سخت شده است . اسكندر و پولس اين تگرگ مانند سنگآسا را ديدهاند و پولس گويد « ديدم كه چنين چيزى با تف كردنى همراه بود » . ما خودمان هم ديدهايم . سرفهء لجوج و دستبرندار . اكثرا به خون از راه دهان برآمدن مىانجامد . سرفه در زمستان و در بهار زمستانى زياد است و ممكن است در بهار ميانه در گرما و سرما هم زياد باشد . وزش باد شمالى سرفهء زياد به بار آرد . اگر تابستان شمالى و كمبارش و پاييز جنوبى و پربارش باشد ، در زمستان آن سال سرفه زياد است . نشانهها : علامت سرفهء سرد : 1 - تا سردى زياد باشد سرفه فزونى يابد و هرچند سرما كاهش يابد از سرفه نيز مىكاهد و در گرما اندك است . 2 - رنگ رخساره در سرفهء سرد به رنگ سرب درمىآيد . 3 - تشنگى كم است . 4 - اگر همراه سرفهء سرد نزله هم باشد ، سرفهكننده احساس مىكند كه چيزى از بالا به سوى سينه مىريزد و از گلو مىگذرد ، و هرگاه ماده را از راه نفس به بينى بركشد اين احساس اندك مىشود و آنچه با نزله آمده است به وسيلهء سرفهء نرم كه براى سينه صاف كردن است به گلو مىريزد .