أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

11

قانون ( فارسى )

اين دو مجرا كه در مغزند از بطن جلو و بطن وسطى شروع و در خود مغز نفوذ مىكنند . وقتىكه در مغز داخل مىشوند راه را به سوى يكديگر كج مىكنند و در منفذى گود كه آن منفذ سرى در حجاب رقيق و سر ديگرش - كه قسمت پايينى آن است - به حجاب سخت پيوسته است ، به هم مىرسند . اين منفذ تنگه‌اى است كه به قيف شبيه است از فراخى شروع مىشود و به تدريج و به حالت تدوير ( لوله‌اى ) تنگ مىشود و ازاين‌رو بعضى آن را قيفى ناميده‌اند و برخى آن را مرداب ( مستنقع ) گويند . هرگاه اين منفذ قيفى داخل حجاب سفت مىشود به مجرايى برمىخورد كه گويى توپى است هر دو سر بالا و پايينى آن را با انگشت فشار داده‌اند كه آن توپ ماننده در ميان آبشامهء سفت و مجراى كام قرار دارد و در همان جاى كه توپ ماننده قرار دارد منافذى موجود است كه در قسمت بالاى كام در نرميهاى مشاشى پالونه قرار گرفته‌اند . فصل سوم بيماريهاى سر كه براى مغز حادثه‌آفرين مىباشند ناگفته نماناد كه بيماريهاى متعددى روى به سر مىآورند ليكن ما در اينجا كه نام سر مىبريم منظورمان مغز و پرده‌هاى مغز است و هيچ كارى به بيماريهاى موى سر نداريم . گوييم : مغز ممكن است كه هشت حالت سوء مزاج بر او چيره آيد . سوء مزاج ساده و تكى يا همراه ماده ، و آن ماده يا بخارى است يا داراى هيأت مشخص است . مغز بسا ممكن است به بيماريهاى ناشى از رطوبت گرفتار آيد . زيرا هر مغزى در تكوين اوليه‌اش رطوبتى زائد از حال اعتدال دارد كه بايد در زهدان تصفيه شود . يا بعد از خروج از زهدان تنقيه يابد و اگر اين تصفيه و تنقيه صورت نگيرد آژير خطرى بزرگ است . بيماريهاى ناشى از رطوبت در جرم مغز ، در رگهاى داخل مغز ، در پرده‌هاى مغز پديد آيند . گاهى مغز با بيماريهاى تركيبى روبه‌رو مىشود . سبب چنين بيماريها يا اندازه است ، مانند اين كه : سر كوچكتر از حد معمول باشد يا بزرگتر از حالت عادى شود . يا شكلش غير طبيعى باشد ؛ كه كنشهاى سرى كه شكلش طبيعى نيست كم و كاستى دارند . يا اينكه مجراها و آوندها بند آيند . بند آمدن يا در بطن جلوى يا در بطن عقبى يا در يك آن ، در هر دو بطن روى مىدهد . بند آمدن گاهى كامل روى مىدهد و گاهى ناقص . امكان دارد كه راه‌بندان در شريان يا وريد يا در رستنگاه پيها روى دهد . در برخى از حالات ديگر نيز مغز با بيماريهايى دست به گريبان است كه از اين قرارند : 1 - اگر زردپيهاى بند پرده‌هاى مغز ، بركنده شوند . 2 - اگر ميانهء دو جزء از اجزاء مغز ، جدايى افتد ؛ كه اين دو حالت را مىتوان حالات گسستگى خواند .