أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

12

قانون ( فارسى )

در برخى از حالات ، مغز به بيماريهاى اتصال ( پيوستگى ) گرفتار آيد . مثلا : 1 - چيزى از خارج به خود مغز درآيد . 2 - چيزى نامرغوب به شريان يا وريد يا پرده‌هاى مغز وارد شود . يا در كاسهء سر جاى گيرد . گاهى مغز دچار بيماريهاى ورمى مىشود كه بدين قرارند : 1 - ورم در گوهر مغز روى دهد . 2 - ورم در آبشامهء تنك يا آبشامهء ستبر روى دهد . 3 - شبكه يا آبشامهء بيرونى آماس كند . ورمى كه سبب بيمارى مغز مىشود ، حتما از ماده‌اى است كه آن ماده زادهء يكى از اخلاط است و آن خلط يا گرم است ، يا سرد . اگر آن ماده از خلط سرد عفونى باشد و سبب ورم شود . آن را ورم گرم ناميم . و اگر خلط سرد ساكن و غير عفونى باشد ورم ناشى از آن را بايد ورم سرد به حساب آوريم . بيماريهاى مغز همگى منحصر در اين حالت هستند و از آن خارج نيست يعنى اگر سبب آن نبود اين است و اين نبود آن . بيماريهاى مغز گاهى ويژگى دارند و گاهى اتفاق افتد كه بيمارى شراكتى باشد . بسيار امكان دارد كه بيماريهاى مشاركتى سرانجام خطرى در بر داشته باشند و خاصيّت كشندگى را به خود گيرند . بسيار رخ داده كه در بيماريهاى خفگى و ذات الجنب مواد خفه‌كننده و كشنده به مغز رسيده‌اند و سبب مرگ بيمار شده‌اند و بسيار اتفاق افتاده كه به علت آزار و دردى كه بر عضوى مشارك مغز روى آورده سكتهء مغزى روى داده و بيمار را از بين برده است . فصل چهارم علامتهايى كه بازنماى حالات مغزند مىگوئيم : مدركهايى كه چگونگى حالت مغز را نشان مىدهند عبارتند از : 1 - كنشهاى حسّى . 2 - كنشهاى سياسى . منظورم از كنش سياسى ، يادآورى ، تفكر ، تصور ، وهم و پندار است . 3 - كنشهاى جنبشى : كه عبارت از كنش نيروى حركت‌دهنده به وسيلهء ماهيچه‌ها است . 4 - چگونگى زائده‌هايى كه مغز آنها را تخليه مىكند . هيأت آنها ، رنگ آنها ، مزهء آنها ( تندى ، شورى ، تلخ‌مزگى ، بىمزگى ) . چندى فضول : زياد است يا كم ، يا اصلا بند آمده و بيرون نمىآيد ؟ 5 - سازش و ناسازگارى مغز با نوع هوا ، نوع خوراك ، آيا از هوايى معين يا خوراكى معين سود بيند يا زيان ؟ 6 - بزرگى و كوچكى سر ، شكل مناسب و طبيعى سر چنان‌كه در باب استخوانها ذكر شده است ، بدتركيبى ، گران‌وزنى و سبكى سر .