أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
414
قانون ( فارسى )
3 - صمغ درخت كاج منعقد نشده ، بارزد ( قنه ) ، الواى اسقوطرى . 4 - زرنيخ ، زراوند نر ، كوبيده و ساييده باهم آنگاه با پيه گاو ماده بسرشند و قرصهايى به اندازهء فندق از آن سازند و تا ده روز هرروزه سه بار يك درهم از اين قرصها را بر آتش نهند و بخور كنند . هرگاه تشخيص دادى كه مادهء بخار دودى سبب آسم و نفس تنگى شده است و بخار دودى بر قلب مستولى است ، يا اينكه معلوم شد كه اخلاط در شريانها جمع است و سبب بيمارى آسم و نفستنگى شده است ، در هر دو حالت آسم يا تنگنفسى ، رگ زدن بهره مىدهد و بهتر آن است كه از جانب چپ رگزنى كنى . اگر سبب بيمارى ربو باد است ، دو راه دارد : الف - بايد وسيلهء داروهاى لطافتبخش - كه آنها را مىشناسى ! - به نرمى و يواشكى باد را از ميان بردارى . ب - كارى كنى كه راهبندانها باز شوند تا آنچه از بيرون آمدن سرپيچى مىكند گدارى را بيابد و از آن بگذرد . در اينباره مالش دادن سينه با روغن سنبل رومى ، روغن غار ، روغن سداب خوب است . ضمادها : ضماد شبت ، بابونه ، مرزنگوش ، كه هر سه در آب جوشيده بپزند و آنگاه بر سينه و هر دو پهلو گذارند . داروهاى نوشيدنى : 1 - شجرينا . 2 - امروسيا . 3 - سكبينه . 4 - جواشير . كه مقدار تناولى از سكبينه و جواشير هركدام يك مثقال است . اگر سبب بيمارى آسم و تنگنفسى نزله است ، بايد نخست به بازداشتن نزله از سيلان بپردازى و در مرحلهء دوم مادهء جمع شده از نزله را از هم بپاشى . اگر پنداشتى كه تنگنفسى را سبب اعصاب است - اگر راست خواهى بخشى از دشوار نفسى است و از ردهء سوء تنفس به شمار مىآيد و البته نبايد آن را تنگنفسى گفت - علاج آن در باب راجع به نفس دشوار آوردهايم . اگر سبب بيمارى ربو از خشكى و خشكيدن است ، علاجش : نوشيدن شير الاغ و شير بز ، نوشيدن افشرههاى سرد ، روغنهاى سرد رطوبتبخش ، استعمال كردن روغن بادام در سوپهاى رطوبىبخش ، شراب آبكى آميزه با آب . دورى جستن از چيزهايى كه خاصيت گرمى دارند ، دورى كردن از تحليلبرندهها و خشكىآورها ، چنانكه خودت مىدانى ! آنچه براى چنين بيمارانى ملايم و سازگار است ، داروهاى پاشيدنى رطوبتبخش ، مرهمها و ماليدنيهاى نرم هستند . اگر سبب نفستنگى حرارت بود و همراه حرارت التهاب هم بود ، بايد براى معالجه ، مرهمهاى سردىآور ، قيروطيهاى سردىبخش به كار برى ! چنين حالت تنگنفسى - كه در حقيقت - بخشى از بدنفسى ( سوء نفس ) است نه نفستنگى كه بحثش آمد .