أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

415

قانون ( فارسى )

شربت بنفشه ، آب جو ، در اين حالت بهره رسانند . اگر سبب سردى بود ، بايد در علاجش گرمىبخشهاى نوشيدنى ، پاشيدنيهاى گرمىبخش به كار گرفت . شنبليلهء پخته با روغن زيتون مفيد است . فصل سى و هفتم انواع سوء نفس ، نفس تباه اگر سبب تباهى نفس حرارت قلب بود ، داروهاى ماليدنى و تناول شدنى سردىآور استعمال كن ! اگر سبب افزونى بخارها در خود قلب است ، يا بخارهاى زياد از جاهاى ديگر به ريه وارد شده است ، شاهرگ دست را بزن ! بيمار را وسيلهء داروى مسهل كه از آب پنير و اسكنجبين و معجون تلخ ( ايارج فيقرا ) تركيب شده است پاكسازى كن ! هر دو دست و هر دو پاى بيمار را ماساژ ده ! اگر سبب رطوبت است و رطوبت زياد از حد نيست و در اندازهء ميانگين است ، اما رطوبتى است بندآورندهء گدار نفس ، داروهاى زداينده از قبيل : دانهء صنوبر ، گردو ، مويز استعمال كن ! همچنين براى علاج تباه‌نفسى رطوبى ، يك سكرجه آب ريحان كوهى يا آب فيجن بهره‌رسان است . اگر سوء نفس از رطوبت غليظ است ، داروهاى پاك‌ساز و زداينده - كه قبلا شرح داده‌ايم - خوبند . مانند : پياز دشتى ، حسل و غيره . و بدانچه در علاج ربو و به آنچه دربارهء بيماريهاى سينه گفته شده است رجوع كن ! اگر سبب سوء نفس بخار و موادى باشند كه از جاهاى ديگر به ابزار نفس‌كش منتقل شده‌اند ، دقت كن ! اگر از مغز سرازير شده‌اند ، داروى علاج نزله را به كار ببر و سر را از مواد ناباب پاكسازى كن ! و اين در صورتى است كه گوهر مغز ناتوان نشده باشد ؛ كه اگر گوهر مغز نيرو را از دست داده باشد ، علاج‌پذير نيست . اگر بخارها و رطوبتها از جاهاى ديگر غير مغز آمده‌اند و در ابزار تنفس جاى خوش كرده‌اند ، نخست رگ بزن ، بعدا پاكسازى به عمل آور ! سينه را با داروهاى از قبيل : زراوند ، سير صحرايى ، گياه اسطوخودوس تقويت كن ! شربت كوكنار ساده يا شربت كوكنار آميزه با داروى تقويتى در تقويت سر بسيار مفيدند . اگر سبب نفس تباه در اعصاب است ، بايد داروهاى نيروبخش اعصاب و داروهاى نيروبخش روان از قبيل روغنهاى خوشبوى دارويى را استعمال كنى . اگر سوء نفس از ورم مرى ، يا از سوء مزاج است ، علاجش را مىدانى و گفته شده است . اگر سوء نفس از شراكت معده است ، معده را بعد از پاكسازى تقويت كن ! كه داروى تقويت معده را بعدا ذكر خواهيم كرد . اگر سبب سوء نفس سردى بود ، در علاجش « شجرينا » ، « امروسيا » ، « انقرديا » ( داروى بلادر )