أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
398
قانون ( فارسى )
در هريك از اين شرايط نفس پياپى مورد نياز است و بيشتر از هر دو نفس ( بزرگ و سريع ) كار را انجام مىدهد . و تو ياد گرفتى ! كه ميان حالت مورد نياز و حالتى كه از درد ناشى است ، فرق است . بقراط دربارهء نفس پياپى مىفرمايد : نفس پياپى بلايى است كه خشكيدن ريه و خسته شدن اندامان نفسكش نزديك ريه را به دنبال دارد . فصل هفدهم نفس سرد نفس سرد نشان از مرگ نيرو و خاموش شدن حرارت غريزى دارد و سرد شدن مزاج قلب را مىرساند . نفس سرد در بيماريهاى شديد ( حاد ) و بهويژه اگر نمناك باشد ، گواهى راستين بر از بين رفتن غريزه است . فصل هجدهم نفس بدبو نفس بدبو از نوع گند دهان به شمار مىآيد ؛ تنها فرقى كه با ساير حالات گند دهان دارد اين است كه بدبويى وقتى احساس مىشود كه نفس برمىآيد ، كه دلالت بر اين دارد كه خلط گنديده يا ورم متعفّن ، در اندامان نفسكش يا در قصبه يا در ريه جاى خوش كرده است . فصل نوزدهم جابهجا شدن نفس بزرگ و نفس سريع و نفس پياپى و آنچه بر خلاف آنهاست . اين را دانستى كه هرگاه نياز بود و مانعى در راه نبود ، نفس بزرگ است . اگر نياز به نفس بيشتر شد ، نفس سريع آيد ؛ اگر باز نياز بيشتر و بيشتر شد ، نفس پياپى مىآيد . اگر نياز به نفس كمتر شد ، و اگر مانع و حايل از ميان برداشته شد ، نفس رو به كاهش برمىگردد . در مرحلهء اول پياپى آمدن كاهش يابد ، در مرحلهء دوم سرعت كم مىشود ، در مرحلهء سوم بزرگى نفس به كاستى مىگرايد . و در اين بازگشت حالات نفس پياپى زدن به نسبت كند شدن نفس بيشتر است و كند آمدن از كوچك شدن بيشتر مىشود . پس خارج شدن از حالت طبيعى نفس به سوى كوچكى كمتر از خارج شدن نفس از حالت طبيعى كند است و خارج شدن از حالت طبيعى در كند و كوچك بيشتر از حالت نفس پياپى است و اين بالا رفتن و پايين آمدن در هر دو حالت گسترش و ترنجيدن به اعتبار آيد ، كه در هر دو حالت نياز به بيشى و كمى حكمفرماست .