أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

399

قانون ( فارسى )

هرگاه نياز بود كه گسترش بيشتر از ترنجيدن باشد ، زمان پيش از گسترش كوتاه‌تر است . اما اگر نياز به ترنجيدگى بيش بود ، زمان پيش از ترنجيدن كوتاه‌تر است . اگر نفس پياپى و سريع آيد بدان ! كه دنباله‌رو ورمى گرم و تنگى گدار نفس از بندآمدنى است . فصل بيستم نفس در حركت ( منظورم نفسى است كه ريه را به حركت درمىآورد ) چنين نفسى نشانهء آن است كه نيرو به سستى گراييده ، يا اينكه در اثر بيمارى ذبحه ، تنگى شديد و خفه‌كننده روى آورده ؛ يا ريم جمع آمده و به ريه ريخته است يا اينكه خلط در ريه گرد آمده است . فصل بيست و يكم بدى نفس كشيدن ، به‌طور كلّى ( سوء التّنفّس ) مقصود از سوء نفس : نفس كشيدنى است كه از حالت طبيعى خارج باشد ، كه تابع يكى از بيماريهاست و آن بيمارى : 1 - يا ابزارى است ؛ همانند دشوارى شاشيدن ( عسر البول ) ، تنگ‌نفسى ، دوچندان شدن نفس ، بريده شدن نفس ، نفس راست ايستادن ، ( انتصاب النّفس ) . 2 - يا از سوء مزاج ، پر شدن ( امتلاء ) ، راه‌بندانها ، همسايگى فشارآورها ، ورمها ، درد ، چيزهايى كه مانع حركت مىشوند ، پيدا شدن قرحه در حجاب و اطراف سينه . 3 - بيماريهايى خستگىآور و ناتوان كنندهء نيرو . 4 - تبهاى وبايى شديد . 5 - مسموم شدن . هر نوع بدنفسى و تنگ نفسى و دشوار برآمدن نفس كه از ماده باشد ، وقتى كه آدم بر پشت خوابيده است بيشتر مىشود ، وقتى كه بر پهلو دراز كشيده حالت ميانه دارد و اگر راست بنشيند و اگر راست بايستد تخفيف يابد . اما اگر خفگيهاى درونى بود ، انسان بر پشت دراز بكشد اصلا نفس نمىآيد . فصل بيست و دوم تنگ‌نفسى ( ضيق النّفس ) منظور از تنگ‌نفسى آن است كه مقدار هوايى كه در نفس كشيدن بايد به مصرف برسد ، گدار كافى