أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

367

قانون ( فارسى )

بود و نيروى غريزى تحليل يافت و بيمار غش كرد ، علامت اين است كه ماده به سوى قلب آمده است . اگر معده به درد آمد و دل به هم آمدن همراه بود ، دليل آن است كه ماده به معده وارد شده است . جمع شدن ماده : اگر بعد از روز چهارم اندكى نرمى در ورم حس شد ، علامت جمع‌شدگى است . گاهى مىشود كه از اثر خناق گردن و سينه سرخ رنگ گردد ، هرگاه اين سرخ‌رنگى ناپديد شد ، دو حالت دارد : 1 - ماده به سوى داخل بازگشته ، 2 - بيرون آمده . اگر به سبب تخليه شدن ماده باشد ، اميد شفا مىرود ، كه نفس كشيدن هم از دشوارى تخفيف يابد . در غير اين صورت حال بد است . علامت ورم خناقى خونى همان علامات ساير ورمهاى خونى است كه مىشناسى ! سرخى زبان و رخساره و چشم و احساس مزهء خون شيرين يا مزهء مانند مزهء شراب غليظ ، درد شديد ، كشيدگى ( تمدد ) و تنگى نفس در پى دارد . علامت ورم صفرايى : التهاب ، حرارت ، اندوه شديد ، درد شديد تمددى و سوزناكى ، نفس‌تنگى ، احساس تلخ‌مزگى در دهان ، خشكى دهان و بىخوابى است . نفس‌تنگى صفرايى ، به شدت نفس‌تنگى خونى نمىرسد . از رنگ زبان و سوزش موضعى و شدت آن - كه تو گويى چيزى تندمزه و سوزناك در آن جاى گرفته است - مىتوان نوع ورم را شناسايى كرد . درد ورم صفرايى كمتر از درد ورم خونى است . علامت ورم بلغمى : شورمزگى يا بوركى همراه حرارت و لزجى ، زيرا چنين بلغمى فاسد و متعفن شده ، رنگ زبان و رخساره سفيد ، عطسه و التهاب كم ، گاهى زبان از دهان بيرون آيد و فروهلد . با خناق بلغمى كمتر ورم در غده‌ها پيدا مىشود ، درد يا نيست يا بسيار كم است ، تب همراه ندارد ، ممكن است چهل روز دوام يابد ، اگر بيمار سعى كند مىتواند ببلعد ، كه بلعيده به سستى نفوذ مىكند . علامت خناق سودايى : سختى ورم ، احساس ترش‌مزگى و گس‌مزگى اندك‌اندك روىآور است و گاهى از ورم گرم منتقل شده است . اگر خناق از خشكى اندامان نفس‌كش - هركدام - باشد ، موجب كم بودن رطوبت در دهان است كه بايد از آب گرم بهره يابد كه هم سست‌كننده و هم رطوبت‌بخش است . و بدان ! كه گاهى انسانى مدت يك سال يا دو سال احساس درد در گلو مىكند ؛ دليلش اين است كه زائده‌اى در اطراف گلويش متحجر شده .