أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
366
قانون ( فارسى )
كشيدن نمىشود هرچند ممكن است نفس دشوار يا تنگ آيد . زيرا مزاحم قصبه و اطراف قصبه نيست كه نگذارد هوا در آن وارد شود . اگر ورم در مرى و ماهيچههاى داخلى باشد ، ديده نمىشود و زبان به شدت بر سق مىچسبد . فرق ميان ورم بدخيم كه خوب نمىشود با ورمى كه چندان جاى بيم نيست اين است : ورم هرچند در آخر ماهيچههاى مرى باشد و ديده نشود ، نفستنگى نمىآورد ؛ مگر در وقت بلعيدن . بدترين نوع آن است كه در داخل حنجره باشد و هرچند معاينه كنى نه از خارج نه از داخل ديده نمىشود و ته رفته است . اگر ورم از داخل ديده نمىشود اما از خارج پديدار است ، بد است ، اما بدترين نيست . خناق بدخيم به سرعت مانع نفس كشيدن مىشود و اگر بيمار بر پشت دراز بكشد اصلا نفسش در نمىآيد و اگر بر پشت هم نباشد ، نفس دشوار است و بايد گردن بكشد تا نفس به سرعت بكشد . مىخواهد هميشه راست بنشيند و راست بايستد و دراز نكشد هرچند بتواند كه دراز بكشد . اگر تنگنفسى به حدى رسيد كه نياز به بيرون راندن بخار دودى بود و نيروى نفسكش رطوبتها را به خارج فرستاد و كف بر دهان ظاهر شد ، اميدى بر شفا نيست و معالجه بىفايده است . ممكن است كه خناق گاهى شدت يابد ولى بيمار نيرومند و داراى اشتهاى خوب باشد ، كه در اين حالت اميد بهبود هست ؛ اما اگر رخساره سبز و گرداگرد چشم سياه باشد ، آژير مرگ است . اگر نبض كوچك و دست و پا سرد و زبان غليظ و سياه شد ، علامت بدخيمى خناق است . اگر همراه خناق بدخيم تب باشد ، مرگ زودرس است ، زيرا تب نياز به نفس كشيدن زياد دارد . گويند اگر كسى كه خناق دارد پشت گردنش - كه عادتا سرخرنگى دارد - به سپيدى يا سبزى تبديل شد و كنارهء بينى و زير بغلش عرق سرد كرد ، در مدت دو روز مىميرد . علامت بهبود : اگر سرخى به رويهء خارجى گردن بازگشت ، اكثرا بيمار چشم باز مىكند و به هوش مىآيد ، اگر نفس كشيدن تغيير يافت و توانست نفس كوتاه بكشد اميد بهبود هست و دليل است كه اعضاى نفسكش به حال اعتيادى بازگشتهاند ، زيرا در اثناى شدت بيمارى ، بيمار نفس بلند مىكشد كه به تدريج وارد ريه شود و اگر ورمى در جانب مقابل ورم خناق پيدا شد ، اميد تحليل رفتن هست چنان كه ياد گرفتى ! انتقال خناق اگر در ورم خناقى ، پژمردگى و تحليل رفتن بدون منفجر شدن به سوى خارج احساس شد و تا اندازهاى بيمار استراحت كرد ، نبض موجى و بزرگ بود ، سرفه همراه داشت ، علامت اين است كه به ذات الريه منتقل مىشود . اگر نبض متشنج بود ، تشنج پديد آيد . اگر نبض بسيار ناتوان و كوچك و متفاوت و تپش هيجانى