أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
322
قانون ( فارسى )
فصل اول تشريح دهان و زبان دهان عضوى است كه براى رسانيدن غذا به اطراف پايينى درون و رسانيدن هوا به قسمت بالايى جسم ضرورى است . در بيرون انداختن ريختنىهاى جمع آمده در دهانهء معده كه از پايين رفتن سرپيچى كنند مفيد است . دهان آوندى فراگير براى اعضاى تكلم براى انسان و اعضاى صوت براى هر حيوانى است كه به وسيلهء هوا صدا درمىدهند . زبان عضوى از اعضاى دهان است ، كه وظيفهاش گرداندن كلوچيدهها و مكيدهها ، برش دادن به صدا و ساختن حروف و تشخيص مزههاست . پوست پايينى زبان نصفش به مرى و داخل معده و نصف ديگر به سقف كام در برابر درز سهمى سر پيوسته است ، و هر دو قسمت با زردپيها به هم متصل و مشترك هستند . و تو قبلا ماهيچههاى حركتدهنده و بازدارندهء زبان را شناختى ! بهترين زبان كه سخن را خوب ادا نمايد زبانى است كه در درازا و پهنا ميانه و معتدل و سر زبان باريكتر از پهنا باشد ، اگر زبان بسيار كلفت و پهن يا بسيار كوچك و ترنجيده مانند باشد ، صاحبش از سخن گفتن عاجز است . گوهر زبان گوشتى است سفيد و سست ، رگهاى كوچك درهم تنيدهء سرخرنگ خونى آن را در خود گرفته است و ازاينرو رنگ زبان سرخ مىنمايد . اين رگها شامل شريانها و عصبهاى بسيار و شاخهشاخه شده از چهار عصب برجسته است كه در تشريح اعصاب شرح داديم . به حدى رگ و عصب در زبان هست كه در عضوى هماندازه او وجود ندارد . در زير زبان دو دهانه هستند كه مىتوان ميل در آنها فرو برد ، اين دو دهانه به سرچشمهء لعاب و به گوشت غددى ريشهء زبان كه آن را توليد كنندهء لعاب نامند پيوستهاند . اين دو سرچشمه را لعابريز گويند كه ترى زبان و پردهء نازك بالاى زبان را نگه دارند كه با غشاء كليهء دهن متصل و تا مرى و معده مىرسند . دو رگ بزرگ سبز رنگ در زير زبان است كه رگهاى بسيار از آنها توزيع مىشود ، اين دو رگ را صردان ، يا صردين ، يعنى دوصرد گويند .