أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
323
قانون ( فارسى )
فصل دوم بيماريهاى زبان بيماريهاى زبان عبارتند از : آسيبهايى كه حركت زبان را مختل سازند ، يا از كار مىاندازند ، يا ناتوان مىكنند ، يا تغيير رنگ مىدهند ، يا يكى از دو حس آن را از بين مىبرند ، مثل اينكه زبان حس بساوايى يا چشايى را از دست مىدهد . آسيب بر ناتوانترين حس از اين دو حس چيره شده است . يا بيمارى از سوء مزاج يا از ابزار كه بزرگى يا كوچكى يا بدريخت شدن است . يا حالت طبيعى را از دست مىدهد ، پهن مىشود ، جمع نمىشود . بيمارى زبان شايد از آسيبى ساده و تنها ، يا مركب ( تركيبى ) باشد ، مانند ورم . شايد بيمارى ويژهء زبان باشد و شايد مغز در آن سهمى داشته باشد ، كه در اين حال اكثرا گونه و لب نيز از آسيب بهره مىبرند و اگر آسيب در خود عصب ويژهء زبان باشد ممكن است ساير حواس را دربرگيرد . گاهى در درد زبان ، معده نيز سهيم است . از رنگ زبان كه سفيد يا زرد يا سرخ يا سياه بنمايد ، مىتوان نوع سوء مزاج را تشخيص داد . همچنين مىتوان بيمارى را از حس بساوايى زبان ، مزهء چيره بر زبان كه مثلا احساس ترشمزگى ، شيرينى ، بىمزگى ، تلخى ، بدمزگى - كه از عفونت است - يا گسمزگى و گيرندگى ، تشخيص داد . تشخيص از رنگ و مزه گاهى رهنمون تشخيص بيمارى اندامان غير زبان است . مثلا سرخى و به خصوص سرخى و زبرى زبان دليل ورمهاى خونى در اطراف سر و معده و كبد مىشود . سپيدى زبان شايد نشانى از سردى دهانهء معده ، كبد ، خلط بلغمى در سر و گاهى دليل يرقان است . حتى اگر رنگ بدن تغيير نيافته باشد . مزهء دهان خلط چيره بر همهء بدن يا بر معده و سر را نشان مىدهد ، و از رطوبت و خشكى آن مىتوان پى به بيمارى برد ، حتى خشكى دو حالت دارد . يا سطح زبان صاف است و خشك ، كه اين خشكى راستين است يا خلطى چسبناك كه حرارت آن را خشكانيده بر زبان در جريان است ، كه اين را نتوان خشكى در گوهر زبان دانست ، بلكه رطوبتى چسبنده بر زبان جمع آمده كه سببش نزله يا بخار متراكم و غليظ است . در اينجا بسيارى از اطباء به اشتباه مىافتند ؛ همينكه ديدند دهان خشك است بدون اينكه بدانند اين خشكى از كدامين حالت نام برده است حكم مىكنند . خشكى سبب زبرى ، و رطوبت سبب صافى زبان مىشود ؛ و در حال حركت دادن زبان در وقت گفتگو ، از پژمردگى ، سبكى ، كلفتى - به حدى كه هميشه گزيده مىشود - مىتوانى چگونگى حالت زبان را درك كنى ! زبان اگر سنگين است ( گران حركت است ) دليل پر شدن از خون يا رطوبت است و مىتوان از ورم و جوشهاى زبان پى به نوعى بيمارى برد . مىتوانى از اين دليلها بيشتر استفاده كنى كه دستورات و شرح كلى را ياد گرفتهاى و شرح جزئياتش را در آينده ياد مىگيرى ! زبان شايد خودبهخود به درد آيد و شايد با مشاركت مغز يا معده آسيب بيند .