أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
319
قانون ( فارسى )
اگر ماده غليظ و بخارى و رسيده است ؛ و به حد زياد باشد ، عطسه نشانهء نيرومندى مغز است و ازاينرو كسى كه در حالت نزديك به مرگ است نمىتواند عطسه كند و اگر از عطسهآورها به عطسه نيامد اميد به شفايش نيست . عطسه در تكان دادن ريختنىهاى بند آمده كمك مىكند ، زايمان را سهل مىنمايد ، در بيرون آمدن پردهء زهدان مددكار است ، سرسنگينى را آرام بخشد . براى كسى كه ماده در سر دارد و ناپخته است و بايد ماده تا زمان پختگى حركت نكند . و اطرافش گرم نشود و در حركت كردنش ماده ديگرى را جذب نكند ، عطسه زيان دارد . براى كسى كه ماده زياد يا نارسيده در سينه دارد ، عطسه خوب نيست . فصل نهم بازدارندههاى عطسه روغن گل خوشبوى به بينى كشيدن ، روغن بيد مسكن خوبى است . سوپ گرم خوردن ، سر را با آب گرم ، گرم كردن ، روغن گرم در گوش ريختن و بر پشت خوابيدن بهطورى كه سر بر بالش مانندى گرم گذارد ، بو كردن سيب ، قاوت ، بو كردن ابر مردهء دريايى ، فكر كردن و سرگرمى داشتن كه عطسه را از ياد ببرد و شايد قطع شود . براى كودكان گردهء حيوان را بر آتش بريان كنند قبل از آنچه به تمامى بريان شود آن را بردارند و آبش را در بينى كودك كشند ، يا به وسيلهء آن به عطسه وادار شود . الوا را بر بينى بندند ، عطسه را بند آورد و براى عطسه سبك كافى است . ماساژ چشم و گوش و دست و پا و كام و دهان باز كردن زياد ، پر نمودن دهان ، نگاه دوختن بر بالا ، پهلو به پهلو شدن و خود را برگرداندن ، روغن رطوبى بر ماهيچه ماليدن و بهويژه ماهيچههاى آرواره ، خواب سنگين ، پرهيز از يك دفعه از خواب پريدن ، دورى از گرد و دود ، از بازدارندههاى عطسه هستند . داروهاى عطسهآور : خربق سفيد ، گندبيدستر ، كندس ، فلفل ، خردل همه باهم يا هريك تنها كه بر پر بچسبانند و در بينى كشند . عاقرقرحا ، سنبل ، « سك » ، دود شده - يعنى آنچه دودش گرفته شده - فيجن كوهى ، الوا ، بر بينى مالند . عطسهآورهاى خفيف : بو كردن افيون ، ساقهء ريحان كوهى ، زراوند ، گل با پرزههايش ، كه تبداران را به عطسه مىآورد . دارو را به بينى مالند بهتر از پف كردن در بينى است .