أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

316

قانون ( فارسى )

فصل ششم كوفتگى و شكست در بينى بهتر آن است بينى را از داخل بياگنند و در خارج راست نمايند و هرباره كمى از آگنه را بيرون كشند تا استقامت يابد . دارويى را كه با آگنه قاطى كنند عبارت است از : ماش و الوا ، مرّ و زعفران ، رامك ، سك ( افشرهء آمله ) ، گل ارمنى ، گل مختوم رومى ، خطمى ، لادن ، افشرهء درخت گز بزرگ يا آب درخت گز كوچك بپاشند . و شايد ما دراين‌باره در باب شكست و بست علاجهايى را بگوييم . فصل هفتم بواسير و پليپ ( غده‌هاى ريز در بينى ) منظور از بواسير ، گوشتهاى زائد است كه در داخل بينى رويد . اگر سست و سفيد باشند سهل العلاج است ، و اگر سرخ و بدرنگ و درد شديد داشته باشند علاج سخت‌تر است ، به‌ويژه اگر ريم گنديده از آن آيد . اگر سرطانى باشند ريخت بينى به هم مىخورد و از كشيدگى زياد درد شديد دارد ، كه همان بدرنگ بدتكوين است و زياد ريشه دوانيده است و تراوشهاى دائمى و بدون انقطاع و بدون كاهش دارد . فرق ميان بواسير بدخيم و سرطان اين است : اگر بعد از بيمارى سر ، گوشت در بينى روييد و سيلان بود بواسير است ، اگرنه از بيمارى بلكه در حالات سلامت بدن در بينى پيدا شد و سيلان نداشت ، سرطان است . به‌ويژه اگر قبل از پيدا شدنش اعراض سودايى در مغز بوده باشد . در مرحلهء اول به اندازهء يك نخود يا فندق و بعدا رو به افزايش باشد و سفتى و سختى در سق ايجاد شود . سرطان اكثرا بدون ريم و مادهء سيلانى است كه به گلو بيايد ، بلكه خشك و سفت است . گاهى بواسير مىماند و دوام مىيابد و شايد از بينى يا سق بيرون آيد . هر دارويى در پليپ بينى نافع باشد ، در بواسير بينى نيز نافع است و شايد نياز باشد كه از نيروى دارو بكاهند . علاج : اگر از قسم اولى است ( زائدهء گوشتهاى سست و سفيد ) با كاردى نازك بريده شود و آن را با حك كنندهء كاوندهء باريك ، كم‌كم بيرون آرند . اگر از قسم دوم است : يا با داروهايى كه ذكر مىكنيم يا با داغ‌گذارهاى كوچك و باريك يا با كاونده هرچه زوائد را كه در بينى است بيرون مىآوريم . بهترين ابزار كاونده در اين‌باره آن است كه لوله‌اى و توخالى باشد . بعد از پاكسازى سركه و آب در بينى مىريزيم . اگر نفس طبيعى شد و بندآمدنى نماند چه خوب ، و الّا معلوم مىشود كه بقيه‌اى به جا مانده است ، آنگاه ارهء نخى به كار مىبريم . يعنى نخى ابريشمين يا مويين را چنان گره مىزنيم كه مانند اره دندانه‌دار باشد ، و به وسيلهء سوزن سربى سركج آن را از سوراخ بينى مىگذرانيم تا به كام مىرسد . با نخ اره‌اى نامبرده بقيهء گوشت را كه در دو طرف مانده مىبريم . بعدا انبوبى از سرب