أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

304

قانون ( فارسى )

بيالايند . 10 - فتيله از مهرگياه سازند و در بينى گذارند . 11 - فتيله از تارتارتنك و زاج زرد يا زاج ديگرى و كمى زنگار درست كنند و به بينى كشند . 12 - پشم صاف و شانه‌زدهء خرگوش را در گرد ساييدهء كندر و الوا و سفيدهء تخم‌مرغ درهم بسرشند و فتيلهء بينى سازند . 13 - سوخته زاج دو جزء ، افيون يك جزء با سركه قاطى شوند و از آن فتيله سازند . 14 - پوست سخت تخم‌مرغ را بسوزانند و سوخته را با الوا و مازو درهم بسرشند و فتيله سازند . داروهاى پف كردنى در بينى كه خون‌ريزى را بند آورند : 1 - سوختهء فيلزهرهء هندى . 2 - قورباغه را بسوزانند و از سوخته‌اش گرد سازند . 3 - گرد آسيا . 4 - خاكهء خردل سفيد ايرانى . 5 - آهك . 6 - گرد پوستهء كندر و سوختهء كاغذ و زاج در اجزاء برابر . 7 - پوست درخت چنار كه بايد آن را با دستكش در دست بسايند تا پرزه‌هاى زبر از آن پاك مىشود و پوستهء چنار صاف و بدون زبرى مىماند . پارچه‌هاى صاف‌شده را در بستوى تازه ساخته كه خاك بستو ( خاك رس ) در آن باشد ، بنهند و سر بستو را ببندند و در سايه گذارند تا كاملا خشك مىشود . هرگاه بدان نياز افتاد - يعنى خون‌ريزى بينى رخ داد و خواستند آن را بند آورند - پوست خشك شدهء چنار را چنان خرد كنند و بكوبند و ببيزند تا همانند سبك‌ترين گرد مىشود ، در بينى پف كنند ، فورا خون‌ريزى متوقف مىشود . 8 - پوست سخت تخم‌مرغ را بسايند و ببيزند و گردش را در بينى پف كنند . 9 - نى نهاوندى ، گل نوشكفتهء نسرين ، بزر گل ، ميخك ، از هريك به وزن يك درهم ، مرّ ، مازو ، از هريك به وزن نيم درهم ، اندكى مشك و كافور ، باهم گرد شوند و چند روزى پياپى در بينى دمند . دستور گرد دارو در بينى دميدن : قبل از آنكه دارو را در بينى بدمى ! بينى بيمار را يك ساعت قبل ببند . هر خونى كه از بينى مىريزد از راه دهان بيايد و آن را تف كند . دارو را در ابزار لوله‌اى توخالى بگذار كه مانع ريزش خون در هنگام دميدن دارو باشد . داروهاى پاشيدنى و ماليدنى براى بند آوردن خون‌ريزى بينى : نسخه : آب برگ بيد ، آب برگ مو ( برگ درخت تاك ) ، آب برگ آس ، گلاب ، كه همه خوب سرد شده باشند ، بر پيشانى مالند و پاشند و پيشانى را با پارچهء كتانى ببندند . داروهاى سردىبخش و داراى خاصيت گيرندگى و داروهاى تخديركننده - كه شناسايى شده‌اند - هركدام از آنها را در افشره‌هاى سردىبخش و گيرنده حل كنى و بر پيشانى بمالى يا بر