أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

292

قانون ( فارسى )

فصل چهاردهم ورم بيخ گوش ورمهايى كه در بيخ گوش سر برمىآورند از جنس ورمهايى هستند كه در گوشتهاى سست و كم‌مايه و به‌ويژه در گوشت غده‌اى پيدا مىشوند ، ورم بيخ گوش را « اريطوس » يا دختران گوش مىنامند . احتمال دارد درد و آزار اين نوع ورمها به حدى برسد كه بيمار را از پاى درآورد . اكثرا قبل از سر برداشتن ورم بيخ گوش ، عقل بيمار درهم برهم مىشود . ورم بيخ گوش و ورمى كه در صماخ گوش پديد آيد ، براى جوانان بيشتر از آنكه براى پيران خطر داشته باشد ، خطرناك است . ورم در بيخ گوش پيران نرم‌تر است ، زيرا گوشت پيران از گوشت جوانان سست‌تر است . اما جوانان مزاج گرم‌تر از پيران دارند و مادهء ورم گوش جوانان مزاج گرم‌تر از آن پيران است و دردى كه از ورم بيخ گوش و صماخ جوانان روى دهد ، بسيار شديدتر از دردى است كه در اين حالت بر پيران رخ داده است . ورم بيخ گوش جوانان كمتر از ورم گوش پيران مهلت مىدهد . تا مادهء ورم جمع مىگردد درد شديد و بر دوام است . اگر ورم بيخ گوش از اثر بحران بيمارى باشد و بحران بيمارى نشانيهاى خوب شدن همراه داشته باشد ، از هر ورمى از اين جنس كه بيخ گوش را اشغال كرده است ، سلامت‌تر و دور تر از نگرانى است . اگر ورم بيخ گوش موجود بوده و بحران بيمارى بر آن اضافه شده است آژير حالت نگران‌كننده است و بسيار ناپسند است . سبب ورم بيخ گوش به‌طور عموم مادهء گرم صفرايى ، يا مادهء خونى ، يا مادهء سودايى ، يا مادهء بلغمى مىباشد . چگونه بدانيم كه كدام از اين ماده‌هاى بدجنس سبب به وجود آوردن ورم بيخ گوش شده‌اند . اگر رنگ ورم سرخ است ، اگر گوش سنگين است ، اگر حس شنوايى ناتوان است و كار نمىكند ، اگر گدارهاى گوش را تنگ كرده است ، بايد بدانى كه مادهء ورم خونى است . اگر درد ورم سوزناك است ، اگر بيمار به چندش و لرزش مبتلا شده است و گوش سنگين نيست و گدارها تنگ نشده‌اند و التهاب هست ، بدان كه مادهء ورم صفرايى يا خون رقيق و آبكى است . اگر ورم در لمس نرم است ، اگر سرخ رنگى ورم كم است ، اگر پژمردگى دارد ، نشان آن است كه ماده بلغمى است . اگر ورم سخت و سفت است و احساس درد و آزار اندك است ، بدان كه مادهء ورم‌آور سودايى است . اگر مادهء ورم بيخ گوش از اندام‌هاى رئيسى در بدن ، به بيخ گوش رسيده و در آنجا آشيانه كرده و سبب درد و آزار شده است و هرچند در معالجهء آنكه سردگردانى يا كوشش كنى كه ماده را بركشى