أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

276

قانون ( فارسى )

باشد در اوايل علاج‌پذير است اما اگر كهنه شد نوميدكننده يا صعب العلاج است . اگر سنگينى گوش نو آمده باشد علاج‌پذير است . سبب گران گوشى شايد از مشاركت اندام يا مشاركت مغز يا اعضاء همسايهء مغز باشد . چنان‌كه در ابتداى رستن دندان يا درد دندان روى دهد . و شايد از آسيب ويژه به حس شنوايى باشد ، كه يا در عصب يا در سوراخ گوش متمركز است . اگر آفت در عصب شنوايى باشد ، گوش براى قبول بيماريهاى تركيبى كه اجزاء شبيه به هم دارند و پذيرش بيماريهاى ابزارى و از بين رفتن تك عصب آمادگى دارد . منظور از بيماريهاى متشابه الاجزاء هريك از انواع سوء مزاج ساده و يا همراه ماده است كه اكثرا از سرما روى دهد ، و ممكن است هريك از اين بيماريها سبب متغير شدن ماده گردد كه ماده سودايى ، صفرايى يا بلغمى نارسيده و يا بادى باشد . بسيار اتفاق افتد كه تخليه شدن خلط مرارى بند آيد و كرى در پى داشته باشد ؛ و دور نيست كه از عدم تخليهء عضوى ديگر روى دهد ، كه خلط بيرون نيامده و بند آمده است و كرى را به بار آورده است . اگر گفتيم بيمارى ابزارى مقصود بيمارى عصب است كه راه‌بندانى از خلط يا چرك و ريم يا ورم از جوش يا ورم گرم يا سخت در آن روى دهد يا پوششى از مادهء پليد ، يا فروهشتگى و سستى ، يا بادكردگى به عصب روى آورد . منظور از بيمارى تكى ( مفرد ) آن است كه از قرحه يا تأكل باشد . اگر گران گوشى از مجراى داخل گوش است ، اكثرا سبب آن در بدن است يا از خارج آمده است . سبب بدنى ، مانند زگيل ، ورم ، يا گوشت زائد يا كرم ، يا بسيارى چرك يا خلط غليظ يا صملاخ ( مادهء شمعى كه از گوش تراود ) يا ريم منعقد شده از ورم تركيده ، يا كرم است . آسيبهاى خارجى مانند دانهء ريگ يا شن يا هسته در گوش مىرود . يا منعقد شدن خونى كه از گوش ريزش كرده و بقيه‌اى از آن مانده است ، كه در اين حال سنگينى يكباره ، يا به تدريج آيد . گاهى آفت حس شنوايى از راه بحران و از راه جابه‌جا شدن ماده در مرحلهء پايان بيماريهاى حاد است ، و در حينى كه بعد از تب سرسنگين مىشود . چنين آفتى يا روىآورى است كه از بين مىرود - چنان‌كه در حركات بحران روى دهد - يا روىآورى ماندگار است كه حالت بحرانى ماده را به اطراف گوش آورده و پابرجاش كرده و همسايگيش با گوش سر به سنگينى گوش كشيده است ، كه در اين حالت آژير قى يا خون‌ريزى بينى موجود است و اكثرا تخليه آن را از بين مىبرد . علامات : اگر آسيب حس شنوايى از شراكت مغز است ، ساير حواس را نيز در بر مىگيرد ، كه گوش