أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

255

قانون ( فارسى )

است و سازگار نيست . اگر سبب كاهش نيرو در شبكيهء چشم باشد ، بايد گسستگى پيوندى روى داده باشد ؛ و اين حالت گسستگى در برخى از اجزاء شبكيه روى داده كه نيرو كاهش يافته و به كلى از كار نيفتاده است . - يا گسستگى در سراسر شبكيه رخ داده كه ديد يكباره از كار مىماند . اگر آسيب از عصبى است كه به نيروى ديد بستگى دارد ، يا در عصب ، بندآمدنى روى داده است ، يا ورم كرده ، يا گشاده‌تر از حال طبيعى شده و يا گسسته است . نشانيها : اگر كاهش نيروى بينايى سببش در بدن است و بدن در اين ناتوانى بينايى شركت دارد ، ما نشانيهاى سوء مزاج گوناگون بدن را شرح داده‌ايم ، مزاج بدن را بررسى كن ! اگر تشخيص دادى كه آسيب چشم از سوى مغز است ، مغز را معاينه كن ! كه خود مغز به چه آسيبى مبتلاست . اگر آسيب از مغز باشد و به چشم سرايت كرده ، حتما بايد بقيهء حواس نيز آسيب ديده باشند . گاهى در آسيب‌ديدگى مغز ، چشم بيشتر از ساير حواس سهيم و همدرد است . چنان‌كه حس بويايى قبل از حس شنوايى از آسيب مغز گزند بيند . مثلا در ضربت خوردن قسمت جلو مغز كه از اثر فشار ، مغز بيمار مىشود ، مىبينى كه حس شنوايى دست‌نخورده و به حال خود مانده است . اما چشم به حالت بازمىماند و انسان نمىتواند پلكها را حركت دهد و چشم هرچند باز است چيزى نمىبيند . اگر كاهش ديد بستگى به روان بينايى دارد ؛ اگر روان بينايى نازك‌تر از حالت طبيعى شده باشد و در عين حال كمتر از حالت طبيعى باشد ، علامتش اين است كه هرچند نزديك را به خوبى مىبيند ، چيز دورافتاده را كاملا نمىبيند . اگر روان بينايى زياد است اما نازكتر از روان طبيعى است ، نزديك و دور را بسيار خوب مىبيند . ليكن اگر بسيار نازك‌تر از لازم باشد ، چيز بسيار درخشان را ثابت نمىبيند . مثلا نور بسيار قوى نيروى بينايى را بسيار خسته گردانيده و چشم آن چيز درخشنده را جداجدا مىبيند . اگر روان بينايى زياد از حد طبيعى غليظ باشد ، چشم از دور خوب مىبيند و نزديك را خوب نمىبيند . در نظر بعضى سبب شعاع ( پرتو ) است ؛ كه ديد عبارت از بيرون جستن پرتو است و ملاقات با شىء ديدنى ، كه حركت ديد به سوى دور از غلظتش مىكاهد و قوامش را استقامت بخشد . چنين حركتى ، روان رقيق را تحليل مىبرد و كارى از دستش برنمىآيد . اما به نظر بعضى ديگر ، ديد از جايگاه شفاف صورت مىگيرد . گويند در نگاه كردن به دور جنبش جليديه شدت مىيابد ؛ ازاين‌رو روان غليظ داخل خود را رقّت بخشد و روان رقيق را به‌ويژه اگر كم باشد تحليل مىبرد . اثبات يكى از اين دو نظريه كار حكما است نه كار پزشكان .