أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
236
قانون ( فارسى )
فصل پانزدهم چشم برآمدگى ( جحوظ ) برآمدگى چشم چندين سبب دارد : 1 - سنگينى و امتلاء كرهء چشم ، بادكردگى به بار آرد . 2 - از فشارى بيرون آيد . 3 - عصب پيوندى آن يا ماهيچهء عصب پيوند ، بسيار سستشده . مادهء برآمدگى در خود چشم ، از باد يا خلط مرطوب است ؛ كه در حالت امتلاء ممكن است خلط مذكور باشد . يا كه از شراكت مغز يا بدن منشأ دارد ، چنانكه در راكد ماندن خون حيض ديده مىشود . اگر ناشى از فشار به سوى خارج باشد ، چنان حالتى دارد كه در خفگى و در سردرد شديد و بعد از قى كردن و غريدن است . زنها بعد از ديزانترى شديد مبتلا مىشوند ؛ و شايد از مادهاى باشد كه به سوى چشم ميلان كرده است ، درصورتىكه خون زايچگى پاك نباشد . يا از تباهى مزاج جنين يا مرگ و گنديدن جنين باشد . اگر سبب سستى در ماهيچهء پيرامون عصب توخالى باشد ، كرهء چشم را سنگين نمىكند و به خارج ميلان مىكند . گاهى چشم برآمدگى فقط از سستى ماهيچه است ، ولى ديد را زيانى نمىرساند . اگر گسستگى در عصب ماهيچه باشد ، ديد از كار مىافتد . گاهى سبب از اثر خفگيها ، ورمهاى حجابهاى مغز ، ذات الريه - كه زير فشار قرار مىگيرد - و امتلاء است . اكثرا چشم برآمدگى همراه چربى نمايان و آماسيدن قرنيه است . علامتها : اگر از مادهء زياد و جمع شده باشد ، شايد چشم بزرگتر شود . اگر از فشار باشد كه شايد با ماده همراه باشد ، باز ممكن است بزرگ شود و شايد بزرگى روى ندهد ، در هر دو حالت نوعى كشيدگى حس مىشود كه از عقب چشم را به بيرون آمدن واداشته است . آن را از سببش بايد شناخت . اگر از سستى ماهيچه باشد ، چشم بزرگ نمىشود ، و احساس كشيدگى در داخل چشم نيست ، اما كاسهء چشم بىآرام ( قلق ) است . علاج : در علاج چشم برآمدگى سبك همين كافى است كه چشم را به جاى خود در داخل برگردانند و ببندند و بيمار بر پشت بخوابد . غذاى سبك بخورد و كم حركت كند ، بر دوام چشم باز نكند . اگر نيازى به تداوى بود ، شياف سماق خوب است . اگر قوى بود و ماده هست ، به وسيلهء بيرون راندنيها و خونگيرى و حجامت بر دو شريان پشت گردن و حقنههاى گرم لازم است بدن و سر پاكسازى