أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

223

قانون ( فارسى )

يكروزه و گاهى سنگ يمانى را قاطى مىكنند . شياف خوب ديگر : شياف « باردبيون » كه براى هر نوع جوش چشم خوب است . نسخه‌اش اين است : سرمهء سوختهء شسته چهار مثقال ، سپيداب سوختهء شسته هشت مثقال ، فيلزهرهء هندى شانزده مثقال ، سنبل هشت مثقال ، گل اربه دو مثقال ، جوش كورهء سوختهء شسته هشت مثقال ، اقاقياى زرد بيست مثقال ، گندبيدستر شش مثقال ، الوا شش مثقال ، صمغ عربى بيست مثقال ، كه با آب باران خيس شوند و بگذارند تا خشك گردد . و بدان ! كه هرگاه قرحه شروع به بيرون جستن كرد ، وصله بر چشم بگذار و بايد بيمار بر پشت بخوابد . علتى كه آن را بسمارى گويند علاج‌پذير نيست . برخى از چشم‌پزشكان در بيمارى مورشاره ، مورچگى ، برجستگيها را مىبرند كه چشم بدگل نشود . بهتر آن است نبرند و حركت هم ندهند ، مبادا ماده ريزش كرده و به چشم سالم سرايت كند . فصل چهارم جوشهاى چشم جوشى كه بر قرنيه باشد به سپيدى مىزند و آنچه بر گوشتگاه است مايل به سرخى است . علاج : رگ زدن و خون به چشم چكانيدن چنان‌كه در باب طرفه ( نقطهء خون در چشم ) خواهد آمد . چشم را با سپيدهء تخم بيالاى و شراب در روغن گل بر آن بپاش و بر خشم بگذار ! شيرى كه بزر مرّ در آن است به چشم چكانند . شياف ابار ( سرب سياه ) و شياف خنافيون در علاج جوش چشم بهره رسانند . فصل پنجم ريم زير پردهء چشم گاهى ريم در زير قرنيه به هم آيد ، جاى ريم عميق يا نزديك قرنيه باشد . جايى از قرنيه كه ريم در زير آن است به ناخنه مىماند . اگر تكهء ريزى را از آن خوره بزند آن را « قلقطانا » نامند . علاج : پولس گويد : اگر غليظ بود و زياد ماندگار بود ، علاجش با عسلاب و افشرهء شنبليله ، شياف كندرى با زعفران و سوختهء ارزيز سياه است . و اگر رمد در ميان نباشد ، علاجش با شاه افسر و لعاب