أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

209

قانون ( فارسى )

از اين انواع رمد هركدام بيشتر اشك‌ريزى داشت ، علاجش آسان‌تر از آن ديگرى است . اگر سوزش شديد داشت و كندتر انتشار يافت ، رمد خشك است . ژفك دليل پختگى ماده يا غلظت ماده است . چشمى كه زود ژفك مىكند و روىآورده‌هايش به جز سنگينى چشم سبك مىشوند ، دليل بر غلظت ماده مىباشد . رمدى كه همراه پختگى است و چشم از آن در ابتدا سبك مىشود و به سرعت تحليل مىرود ، رمد بسيار ناپسند نيست . رمدى كه دانه‌هاى كوچك دارد كمتر دليل خوبى است . اگر دانه كوچك بود دليل بر كندى در پخته شدن مادهء بيمارىزاست . اگر پلكها به هم چسبيدند وقت پختگى ماده فرارسيده ، و تا سيلان آبكى باشد دليل است كه هنوز در مرحلهء نخستين مىباشد . تكدّر را از انگيزه و سبكى و آماس ننمودن در مرحلهء اولى بايد شناخت . نشانى رمد كه مغز در آن شركت داشته باشد سردرد و سرگرانى است . اگر ماده از مغز به سوى چشم مىآيد ، از حجاب خارجى پوشندهء سر است . در پيشانى كشيدگى و در رگهاى برجسته پرى پديد آيد . پلك باد مىكند ، سرخى در پيشانى ديده مىشود و پيشانى مىتپد . اگر ماده از حجاب داخل است ، اين علامات در ميان نيست ، عطسه ، خارش بينى و دهان روى مىدهد . اگر از مشاركت معده باشد ، تهوع و افسردگى در پى دارد كه دليل بر وجود خلط در معده است . رمد خونى دليلش رنگ چشم ، پر شدن رگها ، تپش گيجگاه . و ساير علامتهاى خون در اطراف مغز است . چشم زياد اشك ندارد ، ژفك مىكند و در خواب به هم مىچسبد . اگر ماده صفرايى باشد ، سوزش و درد التهابى و شديد ، اندك سرخى ، اشك رقيق و گرم ، شايد قرحه باشد ، شايد اشك نباشد . چنان‌كه در خونى هم نيست . در خواب نمىچسبد . و نوعى رمد صفرايى ، سرخى به چشم آمدن است كه دليل بر مزاج پليد دارد ، كه ممكن است چنان باشد كه گويى داغ بر چشم مىگذارند و قرحهء نرم و ريز در مردمك پديد آرد ( ذبابه ساعيه ) . هم از رمد صفرايى نوعى است كه كنارهء چشم را مىخاراند ، كمى سرخى چشم ، ژفك كم ، چنان آماسى نمىكند كه به حساب آورد ، سيلان در چشم نيست ، كه اين حالت از مادهء كم و تند است . رمد از مادهء بلغمى سنگينى زياد ، گرمى كم ، سرخى سبك ، چيرگى سفيدى ، ژفك ، چسبيدن در خواب ، برانگيختگى رخساره و رنگ در آن مشاركت دارند . اگر منشأ مادهء بلغم از معده باشد ، دل به هم آمدن همراه است . گاهى در رمد بلغمى گوشتگاه برجهد و باد مىكند و سياهى چشم را مىپوشاند ، چشم بسيار سرخ مىشود ، اشك ندارد ، ژفك دارد . اگر رمد سودايى باشد سنگينى ، بدرنگى ، خشكى ، عفونت و كم چسبيدگى دارد . اگر رمد از باد باشد تنها علامتش تمدد است ؛ نه سنگينى حس مىشود نه سيلانى ، گاهى از تمدد سرخى روى آورد .