أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
151
قانون ( فارسى )
آيا بيمار سرگرانى هميشگى دارد ؟ سرگيجه دارد ؟ چشمش به سياهى مىرود ؟ زبان به كندى در حركت است ؟ حواسش كند است ؟ حركاتش درهم برهم است ؟ رنگش زرد است ؟ عقلش پارسنگ برمىدارد ؟ فراموشكار است ؟ با كودنى و نفهمى همراه است ؟ و در حال ناشتا بودن تفاوتى نمىكند ؟ يا در نتيجهء مليّنها و پاكسازيها كمى تغيير مىيابد ؛ بدان ! كه علت از مغز است . اگر در اندامان عصبى و طحال و كبد يا در دست و پاها و بند استخوانهاى بيمار گزندى نيافتى و بيمار احساس نمىكرد كه چيزى به سوى مغز و سر از جسمش بالا مىرود ، يقين دان كه آفت در مغز است . صرع سبك و صرع شديد از نشانههاى بيمارى كمتر زيانرسان : اگر صرعى زود به هوش آمد ، و همينكه به خود آمد خجلتزده شد يا از داروهاى عطسهدهنده و به بينى كشيدن ، و از داروهاى قىآور كه به گلو مىرسد قى كند يا نكند ، صرع تسكين يافت ، معلوم مىشود كه صرع بيمار ، از نوع سبك و سهل است . علامت صرع سخت : نفس تنگى ، تشويش و اضطراب زياد ، و بعد از حالت صرع سكون و افسردگى طويل المده ، از بوييدنى و عطسهآورها كمتر تأثيرپذيرى . حد ميانهاى نيز هست كه تشويش و اضطراب كم و پژمردگى زياد يا برعكس اضطراب زياد و افسردگى كم است . دلايل چگونگى ماده و شناسايى اگر سبب صرع باد غليظ باشد ، صرعى احساس سنگينى در مغز و نزديكهاى مغز نمىكند ؛ بلكه صداهايى را در سر حس مىكند و كشيدگى در جسم و نيز تشنجش شديد نيست . اگر سبب بلغم است ، اكثرا آب دهان بيمار كفى غليظ و گرم است . در بولش چيزى مانند شيشهء گداخته هست ، ترسويى ، دهشت ، تنبلى ، سنگينى بدن ، فراموشى زياد دارد . و از قى و رنگ كف دهان و رنگ خون و عمر و محيط زيست و چگونگى غذا و روند زندگى ، آرامش و بىآزارى ، رنگ رخساره و چشم و غيره - كه در قانون ياد گرفتى ! - مىتوان ماده را شناخت . اگر مادهء بلغمى خام و سرد باشد : فراموشى ، كمفهمى ، سرگرانى ، سنگينى تن ، خوابآلودگى و بيهوش شدن زياد همراه دارد . و چنين صرعى سستى و ناتوانى زياد به بار آورد و از نوع بسيار بد است . اگر از بلغم شورمزه باشد ، خوابآلودگى و احساس سردى در مغز سبكتر و حركات بيمار سالمتر است . اگر سبب سوداست ، قى بيمار يا شبيه خون سياه ، يا تند مزهء سوخته ، يا از آن نوع ترشمزه است كه بر خاك به جوشش آيد . بيمار ذهنش درهم برهم و مايل به حالت ماليخوليا مىشود و بعد از نو به ، دير به حال عادى بازمىگردد .