أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

152

قانون ( فارسى )

از رنگ صورت و چشم ، خشكى سوراخ بينى و خشكى زبان و ساير سببهاى توليدكنندهء سودا ، مىتوان صرع سودايى را شناخت . اگر مادهء سودايى خون طبيعى و تيره‌رنگ باشد ، صرع همراه فروهشتگى جسم ، كم‌حرفى و آرامش است . بيمار در حال تفكر مىباشد و آرام است . اگر مادهء صرع صفراى سوخته و تيزمزه است ، رفتار مصروع جنون‌آميز و بسيار گويى و نعره‌زنى است . صرع مضطرب و زودگذر است و احتمال دارد كه تب همراه صرع باشد و اين در حالتى است كه مادهء سودايى اندك و خفيف باشد . خنديدن مصروع علامت اين است كه مادهء خون سودايى است . مىتوانى از برآوردهء همراه قى بيمار ، گوهر سودا را بشناسى ، اگر شبيه خون غليظ است سوداى طبيعى و عادى است . اگر شبيه شراب غليظ است ( نبيذ ) سوداى سوخته است . قى بيمار كه گس مزه است و گلو را زبر مىنمايد ، دليل بر منتهاى سردى و خشكى است يا اينكه قى ترش‌مزه و خفيف همراه كف است و بر زمين مىجوشد ، يا غليظ و بدون كف مىباشد . اگر مادهء صرع‌آور خون باشد ، ما مىگوييم : اگر خون به وسيلهء جوش آمدن و جنبش منشأ صرع گردد ، نه از زيادى مقدار ، اثر قابل ملاحظه‌اى را بر رنگ رخسار و رگهاى گردن نمىگذارد . بيمار قبل از نوبهء صرع به حالتى خفگى مانند دچار نمىشود ، ليكن سنگينى تن و فروهشتگى ، كندفهمى ، زيادى آب دهن و خلم ، بلغم همراه حرارت ، سرخى چشم ، بخار خونى در سر ، دليل خونى بودن ماده است . اگر ناشى از خون زياد است ، همراه علامات ذكر شده ، رگهاى گردن بيمار پر مىشود و قبل از نوبهء صرع ، به حالتى خفگىمانند دچار مىشود . اگر مادهء صرعى صفرايى باشد - كه كمتر اتفاق مىافتد - مصروع بسيار زجر مىكشد و افسرده مىشود . كمتر متشنج گردد ، مدت صرع كوتاه است ، حركاتش كمتر مشوّش و مىتوان آن را از قى و التهاب و زياد به هم خوردن عقل ، زردى رخساره و چشم شناخت . اگر منشأ صرع معده است ، صرع نتيجهء لرزش و تپش دهانهء معده است و به‌ويژه كه غذا را ديرتر از وقت بيابد . بيمار در حالت صرع پيوسته در لرزش و اهتزاز است و داد مىزند ، و به‌ويژه در ابتداى نوبت ، از پيش و پس شكم بر از و بول و منى و مذى بيرون دهد . سردرد و خفقان شديد دارد . شايد در اين حالت ، صرع را به وسيلهء قى دادن بيمار تخفيف داد يا از بين برد . هم‌چنين حالاتى را بايد در نظر گرفت از قبيل دلايل تباهى معده ، زيادى و كمى نوبت صرع ، كه بستگى به پاكى و آلودگى معده دارد . اگر صرع ناشى از معده ، پياپى و زياد روى دهد ، شايد بيمار را بكشد . و اين در حالاتى رخ مىدهد كه خلطهاى داخل معده از حيث مقدار و بخار بسيار باشد ، كه اكثرا خلط بلغمى است و ممكن است با خلط ديگر مخلوط باشد . صرع ناشى از معده ، پياپى و زياد روى دهد ، شايد بيمار را بكشد . و اين در حالاتى رخ مىدهد كه خلطهاى داخل معده از حيث مقدار و بخار بسيار باشد ، كه اكثرا خلط بلغمى است و ممكن است با خلط ديگر مخلوط باشد . صرع ناشى از معده ، در حالت پرى معده پديد آيد و در تهى بودن معده تخفيف يابد . هم‌چنين