أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

150

قانون ( فارسى )

آيد مواد زائده را از مغز مىراند . همچنان‌كه در بعضى حالات ، سكته تبديل به فلج مىشود ، شايد صرع هم فالج را در پى داشته باشد . بعضى عقيده دارند : صرعى كه منشأ آن مادهء بلغمى است ، بيمار را به لرزه و تشويش مىكشاند . زيرا مادهء بلغمى به حدى از غلظت نمىرسد كه مجارى را به كلى سد نمايد . اين مادهء سودايى است كه به كلى مجراها را مىبندد و صرعى كه از مادهء سوداست كمتر بيمار را مشوش مىكند . و بعضى برعكس اين نظريه رأى مىدهند و گويند : مصروعى كه بسيار پريشان حال است و به تشويش افتاده است از خلط بسيار كم است كه كمتر در مجراها نفوذ كرده است . و اين هر دو نظريه تخمينى است و قطعى نيست . روفس گويد : مصروعى كه بيمارى برص در اطراف سرش پيدا شد ، نشانهء تحليل رفتن مادهء صرع است و بيمار به زودى شفا يابد . بسيار اتفاق افتاده كه سرانجام صرع به فلج و ماليخوليا كشيده است . كسانى كه براى بيمارى صرع آمادگى دارند آنهايى كه در نخستين مراحل زندگى هستند مانند كودكان و نوجوانان . مرطوبين از حيث چگونگى مزاج . مثلا پرخورها . ساكنان سرزمينهايى كه باد جنوبى در آن بسيار مىوزد . زنان و كودكان و كسانى كه كم خونند و رگهايشان تنگ است كمتر به صرع دچار مىشوند . علامات صرع : چنان‌كه گويند ، روىهم‌رفته مبتلا شدن به صرع نشانيهايى دارد كه از اين قرارند : زردرنگى زبان ، سبز رنگى رگهاى زير زبان ، قبل از ابتلاء به صرع ، مزاج جسم تغيير مىيابد ، سرگرانى به وجود آيد ، به‌ويژه گاهى كه خشمناك مىشود يا شكم باد مىكند ، اين سرگرانى آشكارتر است . كندى و سستى حركت زبان ، ديدن خوابهاى پريشان ، فراموشكارى ، ترسويى ، ناگاه يكه خوردن ، با خود حرف زدن ، افسردگى و دل‌تنگى ، خشم و برآشفتن بىمورد ، از مقدمات بيمارى صرع است . بعضى از حالات صرع چاره‌پذير و در بعضى حالات علاج‌پذير نيست . صرع سخت و آزاردهنده صرعى است كه بيمار قبل از نوبهء صرع به شدت مىلرزد . دچار بىتابى و تشويش مىشود ، و بعد از نو به مدتى دراز آرامش يابد و روند نفس كشيدنش به هم مىخورد . و در اين حالت معلوم مىشود كه مادهء صرع بسيار و نيروى مقاومت زبون است . اگر مىخواهى بدانى كه سبب صرع در سر قرار دارد يا در ساير اندامان دقت كن !