أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

146

قانون ( فارسى )

كسانى بر اين عقيده‌اند كه بعضى از حالات صرع از مادهء عارضى نيست . چنين كسانى اگر از اين رأى قصدشان اين است كه منشأ صرع نوعى بخار است و مغز را اذيت مىكند و به‌هم‌آمدگى به بار مىآورد ، تا حدى مىتوان چنين رأى را معتبر شمرد . اما اگر منظورشان اين است كه بدون تدخل هيچ ماده‌اى حالتى بر مغز وارد آمده كه سبب صرع شده است هيچ اعتبارى ندارد . زيرا اگر بدون تداخل ماده‌اى از خارج مغز مبتلا به صرع شود و با كيفيتى كه دارد بسازد ، بايد صرع دائمى و جدانشدنى باشد . صرع دو گونه است : يا يكباره و فجأة مىآيد و يكباره و يكهو دست‌بردار است ؛ يا اينكه بر بيمار چيره مىشود و سبب مرگ مىگردد . پس اين حالت يكباره آمدن و يكباره رفتن يا كشتن بيمار حتما بايد از مادهء خارجى باشد كه بر مغز وارد شده است . كفى كه در صرع بر دهان صرعى پيدا مىشود از تشويش و اضطراب در حركت نفس است نه از خفه شدن مغز . چنان‌كه در سكته و ضيق النفس روى مىدهد . صرع تشنجى است كه قبل از هر چيز به مغز ارتباط دارد . اصلا تشنج براى هر عضوى نوعى صرع است . مثلا عطسه كردن نوعى صرع خفيف است . مىتوان صرع را عطسهء بزرگ و قوى شمرد . اكثرا كه صرع به‌طرف جلو رانده مىشود از نيروى بسيار و ناتوانى ماده است و گرنه راندن مادهء صرع به هر طرفى سهل و آسان‌تر از راندن به سوى جلو است . از تفاصيلى كه گفته شد نتيجه مىگيريم كه : صرع كه از مغز منشأ مىگيرد ؛ حتما بايد از ماده‌اى باشد كه آن ماده بادى را در مجراهاى حسى و حركتى حبس نمايد . يا اينكه به صورتى ناتمام هر دو بطن جلو مغز را پر مىنمايد و آن ماده يكى از اين ماده‌ها است كه ذكر مىشود : 1 - خون زياد و چيره شده ، 2 - بلغم ، 3 - سوداء ، 4 - صفراء ، كه كمتر اتفاق مىافتد مادهء صفرايى باشد . 5 - خون ساده ، كه آن هم كمتر از صفراء اتفاق مىافتد . اگر مادهء خون مايل به مزاج سودايى و بلغمى باشد ، در بسيارى از حالات سبب صرع مىشود ليكن سبب اساسى براى صرع اكثرا رطوبت بىآلايش يا رطوبت مايل به سوداست . در هر حال در اكثر حالات ، صرع ناشى از بلغم زياد و چيره است . بقراط گويد : در تشريح مغز گوسفندان صرعى ، رطوبت بدگوهر و گنديده يافته‌ام . به‌طور عموم صرع مغزى ناشى از ضعف دستگاه گوارش در مغز است . حالات و چگونگى صرع اگر مادهء صرعى در گوهر مغز و در مخ جاىگير باشد ، بدترين و شديدترين صرع رخ مىدهد . اگر ماده در غشاى مغز باشد صرع خفيف به بار آرد . بدترين حالت صرع آن است كه از مادهء سودايى باشد ، هرچند اكثرا مادهء بلغمى سبب صرع مىشود ، ليكن مادهء سودايى بيشتر از همه گدارهاى روان را مىبندد .