أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

145

قانون ( فارسى )

حالت تشنجى كه منشأ صرع است هيچ‌گاه از يبوست مغز نيست . زيرا صرع يكباره هجوم آورد . درصورتىكه تشنج از يبوست به تدريج اثر مىگذارد . علاوه بر اين هيچ‌گاه مغز از يبوست به حدى نمىرسد كه مايهء تشنج خود مغز يا از كار افتادن اندامان گردد . پس معلوم مىشود كه صرع از چيزهايى غير يبوست مغز روىآور است كه عبارتند از : 1 - درهم آمدن ( ترنجيدن ) مغز براى راندن چيزى آزاردهنده ، و اين آزاررسان به مغز چندين نوع مىباشد : بخار ، يا حالتى سوزش‌آور ، يا رطوبت بدگوهر ، يا خلطى كه به‌طور ناقص و نامتكامل راه‌بندانى در بطن مغز و رستنگاه عصبها پديد مىآورد . اگر سبب صرع از خلط باشد بايد دانست كه در آن خلط تموجى روى داده يا از گرمى زياد به جوش آمده و سبب راه‌بندان مذكور شده است . كه قسمتى از منفذ حس و حركت را مسدود نموده كه در اين حالت اندامان به كلى نيروى حس و حركت را از دست نمىدهند و راه‌بندان ناتمام است . 2 - گاهى اتفاق مىافتد كه باد غليظ در منافذ روان مىپيچد كه به نظر فيلسوف بزرگوار ، ارسطو يكى از انگيزه‌هاى صرع است . اگر خلط بر مغز غالب آيد ، مغز براى دفع آن درهم مىآيد . چنان‌كه هر اندامى براى راندن زوايد آزاردهنده ، متشنج و منقبض مىشود و فشار به خود مىدهد . مىتوان سكسكه و تهوع براى معده را مثال آورد . هرگاه مغز منقبض شد ، حركاتش غير طبيعى مىشود و پيرو آن عصبهاى رخسار نيز منقبض و غير طبيعى مىشوند . و چنانچه خلط دفع گردد ، يا باد ناباب يا وسيلهء آزار مغز هرچه هست از ميان برود ، صرع تسكين يابد . ساير اعضاء بدن كه در حالت صرع بيمار ، پيروى از مغز مىكنند و غير طبيعى مىگردند ، يكى از سه انگيزه را داراست : 1 - پيروى از گوهر مغز 2 - متأثر شدن از مادهء آزاردهندهء مغز 3 - پر شدن مجارى عضو از خلطى كه از منشأ به وى مىرسد . كه در اين حالت عصب پهن‌تر و كوتاه‌تر مىشود . در حالت صرع ، مغز متشنج مىشود ، به سستى و فروهشتگى ( استرخاء ) نمىگرايد ، انقباض براى راندن مادهء مزاحم است . ازاين‌رو كارى به سستى و تمدد ندارد . صرع پيهاى مغز را ترنجيدگى دهد كه به كوتاهى مىگرايند . تشنج مغز در حالت صرع ، دفع كردن مواد موذى است و بايد ، فشار آوردن كار را انجام دهد . احتياجى به فروهشتگى و منبسط شدن ندارد . هر تشنجى كه سببش ماده است ، از حالت تب بهره مىبرد . و چون صرع از اين قبيل است و تشنج مغز را به وجود آورده است ، اگر شخص مصروع به تب مبتلا گردد ، صرع فروكش كند . اگر احيانا ورمى روى دهد ممكن است كه تب ، ورم را نيز فرونشاند و از بين ببرد . گاهى رخ مىدهد كه ماليخوليا به صرع تبديل و گاهى صرع به ماليخوليا تبديل مىشود .