أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

144

قانون ( فارسى )

كابوس پيشاهنگ سه نوع از بيمارى است : صرع يا سكته يا مانيا . به شرطى كه سببش مواد ازدحام‌كننده باشد و از سبب غير مادى نباشد . 1 - انگيزهء كابوس اكثرا بخار مواد غليظ خونى يا بلغمى يا سودايى است كه در حالت استراحت كامل كه تحليل‌برندهء بخار است يك دفعه به سوى مغز بالا مىرود . هر خلطى به همان رنگ خودش ، به بيمار خود را نشان مىدهد ، كه علامت هر خلطى را در قانون سابقا ذكر كرده‌ايم . 2 - شايد از سرماى سخت باشد كه به‌طور ناگهانى در حالت خواب بر سر وارد مىآيد و آن را مىفشارد و مىگيرد و جرم مغز را پرمايه مىكند كه همين رؤياها نمايان مىشوند . در هر حال كابوس حتما وقتى مىآيد كه مغز ناتوان است و اين ناتوانى مغز يا از گرمى است يا از سوء مزاج مغز پديد آمده است . معالجات : علاجش رگ زدن و اسهال است تا هريك از خلطها بيرون آيند . اگر خلطها بسيار زياد و بسيار غليظ باشند ، چاره‌اش با اين مسهل است كه نسخه‌اش را در زير ذكر خواهيم كرد : خربق يك درهم ، گياه محموده يك‌سوم درهم ، پيه هندوانه ابو جهل يك ربع درهم ، رازيانهء شامى دودانگ . به شرطى كه بيمار نيرومند باشد و گرنه : حب لاجورد يا حب ( اصطمحيقون - افتيمونى ) يا ايارجهاى بزرگ مانند « ايارج سيماهنگ » و به‌ويژه « ايارج روفس » . بعدا سر را تقويت مىبخشى ، بدانچه در قانون ياد گرفته‌اى . نيز اگر بدون درنگ حب « فاوانيا » ( عود الصليب ) بخورند مفيد است . 3 - اگر سبب سرمايى است كه به مغز زده است و اين بختك روى داده ، بايد روغنهاى گرمىبخش و گيرنده ، ضمادهاى سرخ گردانندهء پوست و غيره را به كار ببرى . بيش از اين نشايد گفتار را ادامه دهيم زيرا سابقا چيزهايى را گفته‌ايم كه از زياده‌روى در گفتار بىنيازت مىكند . فصل چهارم صرع صرع گونه‌اى از بيمارى است كه تا اندازه‌اى اندامان حساس را از حس و حركت و استقامت بازمىدارد ، ليكن نه به‌طور كلى . پس مىتوان صرع را سدّ راه موقتى به شمار آورد . اكثرا صرع از تشنجى سرچشمه مىگيرد كه آفتى بطن جلو مغز را دربرگرفته و به‌طور ناقص سدّى را در راه نفوذ نيروى حس و حركت بطن جلو مغز به وجود آورده است كه بيمار را از برخاستن و راست ايستادن وامىدارد . سبب تشنج را - چنان‌كه شرح خواهيم داد - چندين انگيزه هست . امتلاء ، يبوست ، درهم آمدن ( قبض ) ، در نتيجهء آزاردهنده‌اى .