أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
121
قانون ( فارسى )
- چنانكه خودت مىدانى - دست به كار شو ! فصل هشتم مانيا و داء الكلب ( ديوانگى ددمنشى و بيمارى سگانه ) مانيا چيست ؟ مانيا ديوانگى ددمنشى . داء الكلب نوعى از اين بيمارى است ولى حالت خشمگين همراه بازى و لهو و كار بيهوده است و آزاررسانى است كه با نوعى حق بهجانبى مختلط است كه اين حالت را در سگان مىبينيم . و بدان كه ديوانگى ددى ، از مادهاى پديد آيد كه ماليخوليا را به وجود مىآورد . و هر دو سودايى هستند . تفاوت در ميانه اين است كه به وجود آورندهء مانيا مادهء سودايى است كه سوختهء صفرا يا سوختهء سوداست و اگر سوختهء سودا باشد ، بدترين حالت است . اما به وجود آورندهء ماليخوليا ، سوداى طبيعى است كه در آوندها پيدا شده ، يا اينكه مادهء سوخته است ، ولى سوختهء بلغمى يا سوختهء خونى صاف . كمتر روى مىدهد كه بلغم سوخته ديوانگى آورد ؛ هرچند شايد از بلغم سوخته ماليخوليا آيد . ماليخوليا اكثرا از پيدا شدن مادهء سودايى در آوندها به وجود مىآيد . اما بيمارى مانيا اكثرا از پديد آمدن مادهء سودايى در قسمت جلو مغز و گوهر مغز پيدا مىشود . زيرا رسيدن ماده به سوى مغز همانند رسيدن مادهء سرسام گرم است . در بيمارى ماليخوليا بدبينى ، فكر تباه ، ترس و آرامش است و اضطراب شديد روى نمىدهد . در بيمارى مانيا همهاش اضطراب و جستوخيز و بداخلاقى و درندگى است . و نگاه بيمار به نگاه درندگان بيشتر شبيه است . بيمارى مانيا ، در ديوانگى آوردن به نوعى از سرسام گرم شباهت دارد . تنها تفاوتش اين است كه بيمار مانيا اكثرا تب همراه ندارد . و سرسام گرم هرگز بىتب نيست . داء الكلب نوعى از مانيا است . مرموزى و سرسختى بيمار همراه ملايمت و آشتى آيد . بدبينى در بيمارى داء الكلب به اندازهء بيمار مانيا نيست . تو گويى بيمارى داء الكلب منشأش تقريبا مادهء خونى است . ( به مادهء خونى نزديك است ) . اين بيمارى بيشتر در بهار و تابستان ديده مىشود . وزيدن باد شمال - كه خشكاننده است - در بروز اين بيمارى زياد مؤثر است . بسيار اتفاق افتد كه بواسير و پاغر ، سبب شفا از مانيا مىشوند . اگر بيمار كمى بعد از ابتلاء به مانيا دچار استسقاء شود ، رطوبت استسقاء مانيا را از بين مىبرد و بهويژه اگر سبب بيمارى مانيا گرمى و خشكى كبد باشد . گاهگاهى اين بيمارى با اشتراك معده روى مىآورد كه در اين حال تخليهء معده بيمارى را دور مىاندازد .