أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

122

قانون ( فارسى )

علامتها : مانيا به وجه عام علامتهايى دارد و هريك از انواعش نيز داراى علامتهايى هستند . به‌طور عموم دگرگون شدن كنشهاى حسى و سياسى - كه ذكر شده‌اند - علامت مانيا مىباشند . علامتهايى هستند كه مانيا را پيش‌بينى مىكنند مانند : بختك همراه حرارت مغز ، يا پاها پر از خون شوند و سرخ رنگ گردند . يا خون در پستان زن منعقد شود . كه دليل بر اين است جنبشهاى فاسد كنندهء خون پيدا شده است . حالت اولى كه كابوس همراه حرارت در مغز است ، شايد دليل بر مانيا باشد و شايد دليل بر آن باشد كه خون در يكى از اندامان كه حرارت غريزى در آن توانا نيست در راه فاسد شدن است . بايد در اين حالت به خوبى خون را معالجه كرد . كه مبادا خون تباهى چنان برساند كه به مغز آسيب وارد آيد . اگر حالت اولى در آخرهاى بيمارى مانيا روى دهد ، شايد همچنان‌كه پاغر دليل تحليل رفتن مانيا است آن هم دليل از بين رفتن مانيا باشد . بسيار اتفاق افتد كه پيدا شدن بيمارى مانيا در اثناء بيماريهاى تند و شديد دليل بحران بيمارى باشد . اگر علامتها دليل بر خوبى بودند معلوم مىشود كه بحران شروع كرده است . گاهى مىشود كه شدت يافتن مانيا دليل بحران خود مانيا باشد . اگر مانيا از سوداى سوخته باشد علامتش آن است كه ديوانگى و درنده‌خويى بيمار در سرآغاز فكر كردن و آرامشى دارد و تا مدتى اين تفكر و آرامش دوام مىنمايد . بعدا كه به حركت درمىآيد و شروع به حرف زدن مىكند ، عاقلانه سخن مىگويد ولى بعد از آنكه حركت تكرار مىشود ، ديگر او را رها نمىكند و آرام گرفتن او دشوار مىشود و لاغرى تنش شدت مىيابد و رنگش بيشتر به سياهى مىزند و خوابها پريشان‌تر و بدتر مىشوند و شايد چيزى ترش را قى كند كه بر زمين بجوشد . اگر مادهء مانيا سودايى صفرايى باشد ، سريع‌تر به بداخلاقى روى آورد و سريع‌تر آرام مىشود . شرارت و كينه‌ورزى كه در حالت اولى ذكر شد ، در اين حالت به اين اندازه نيست و آرامش او كم است و حركتش زياد و پكرى و اضطرابش زياد است . معالجه : اگر ديدى كه اخلاط امتلاء به وجود آورده‌اند ، رگ بزن ! اگر ديدى خلط مرارى در بدن چيره آمده‌اند ، كه اين را از بول و علامتهاى ديگر درمىيابى ، به وسيلهء آب‌پز سس صغير يا آب‌پز هليله تخليه به عمل بياور به شرطى كه خلط مورد نظر صفرايى سودايى باشد و اگر سوداى خالص باشد شايد نياز داشته باشى كه به وسيلهء سس صغير ساده تخليه به عمل آورى چنان‌كه هشت درهم سس صغير را با اسكنجبين و سنگ لاجورد قاطى كنى و