أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
117
قانون ( فارسى )
انگيزهء رعونت و حماقت علت اين بيمارى انواع مختلف دارد : سردى مزاج ساده ، سردى مزاج همراه خشكى كه شكمچهء وسطى مغز را روزها و مدتها در بر گرفته باشد . سردمزاجى همراه مادهء بلغمى كه در كاوكهاى آوند شكمچهء وسطى مغز گير كرده باشند . در هر حال اين بيمارى از سردى سرچشمه مىگيرد و گرمى در آن دخالت ندارد . زيرا چنانكه گفتيم در اينجا كاهش و از كار افتادنى هست . اما گرمى كارش اين است كه فكر را به كار وامىدارد و فكر نوعى از جنبشهاى روان است و بدين وسيله فكر از اين جزء مغز به آن جزء در حركت است و از قسمت عقبى مغز به قسمت جلوى در حركت است . معلوم است كه حرارت جنباننده است و يخ بستن ( جمود ) ، مانع حركت است . و از اين سبب است كه مزاج اين قسمت از مغز چنان آفريده شده كه گرايش به سوى گرمى داشته باشد . و ازآنرو در وسط قرار داده شده كه مرجع خيال باشد و خيال به يادآورى منتقل شود . و تو سابقا در جاى خويش خيال كردن و به ياد داشتن را ياد گرفتهاى . معالجهء اين بيمارى اگر دانستى كه سردى همراه با خشكى است بايد مغز را گرم و تر گردانى . و اگر بيمارى از مادهاى بود ، بايد به وسيلهء « معجونهاى بزرگ » و قى كردن با اسكنجبين ، پياز دشتى و تخم ترب آن را تخليه كرد و اضافه بر اين بايد قلب را با داروهاى سازگار با قلب كه نشاط به قلب دهند مانند مشك و مثروديطوس و داروهاى مفرّح ( شادكننده ) و همانند آنها را استعمال كنى . نيازى نيست كه در اينجا سخن را درازا دهيم زيرا در دستورهاى ذكر شده اينگونه معالجات را شناختهاى ! بايد بيمار در خانهء پرروشنايى اسكان يابد . روىهم ، بيدارى ، بىخوابى ، كم كردن اندازهء غذا و لطيف گردانيدن غذا ، و گرايش دادن مزاج بيمار به خشك مزاجى طريق معالجه است . بايد غذاهايى بخورد كه خون را بىآلايش و لطيف مىكنند ، خون را تعديل مىبخشد ، خون را اگر زياد از لازم است كمتر مىكند ، خون را گرمى مىبخشد اما نه تا آن اندازه گرم شود كه از گرمى به جوش آيد و بخار كند ، بلكه خونى باشد گرم و لطيف و بدون جوشش ، كه چنين خونى هوش را صاف و نيرومند مىنمايد . پر شدن از خوراكهاى مرطوب و رطوبتآور دشمن سرسخت هوش و عقل است . خشكى گاهى به ذهن آسيب مىرساند اما نه از آن است كه ذهن را كاهش دهد بلكه ازآنروست كه سرعت حركت از حد مىگذرد ، يا اينكه روان بسيار اندك است ، از كمترين حركت تحليل مىرود .