أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

102

قانون ( فارسى )

از گرمى يا از سردى بيفزاى يا كاهش ده . ما در قانون همهء دستورات را در اين‌باره به تو ياد داده‌ايم . اگر دانستى كه مراره غالب است ، بايد در پاشيدنيها ( مايعات ماليدنى ) برگ بيد و بنفشه و بيخ سوسن و جو همراه بابونه ، و شاه افسر و شبت باشند . و اگر از غالب شدن مادهء بلغمى بيم نداشتى شربت خشخاش به وى بخوران كه به خواب رود . اگر هر دو مادهء بلغمى و صفرايى مساوى باشند . درمنه و مرزنگوش را بر علاجش اضافه كن . اگر بلغم غالب است برگ غار و فيجن و پونه و حسل و گندبيدستر و مرزهء كوهى را اضافه كن ! در اماله و ضمادها هم به همين قياس رفتار كن ! مىتوانى داروهاى معالج را از اقرابادين برچينى . وقتىكه بيمارى پايان مىيابد و درد پايين آمده است ، از پاشيدنيهاى سرد دورى كن و تنها نرم‌كننده‌هايى استعمال كن كه ياد گرفته‌اى و بعد از آن بيمار را شست‌وشوى ده و چون ساير تازه شفايافتگان با وى رفتار كن ! فصل دوازدهم شكست سر ، دريدگى پوست سر ، و همانند آن ممكن است جدايى در سر واقع شود ، شايد در استخوان روى دهد و شايد در گوشت . جدايى در استخوان سر چهار وجه دارد : شكستن استخوان ، خرد شدن استخوان ، شكستى كه به پوست نازك سر « غشاء خارجى » ( سمحاق ) رسد . شكستى كه ناهموارى را در سر ايجاد مىكند ( آمت : كج‌كننده ) يا ناهمواركننده است . گاهى ناهمواركننده قارچى مىشود كه « فطر : قارچ » ناميده مىشود . فطره آن است كه پردهء سر ( حجاب ) به خارج بروز مىكند ، مىآماسد و فربه مىشود ، تو گويى قارچى برآمده است و ممكن است از شكست سر به گنديده شدن كشد كه اين حالت خطر در بر دارد . از شكست و زخم سر ، ممكن است چرك به آبشامهء مغز برسد . در اين حالت مغزى كه در طرف چرك است به سستى گرفتار آيد و قسمت مقابل آن مىترنجد . اگر بريدگى فقط تا مرز پردهء نازك آيد و به شكمچه‌هاى مغز نرسد ، سلامت‌تر است و اميد شفا زياد . اما اگر بريدگى تا مغز برسد ، تب و قى كردن مادهء مراره دست دهد . و كمتر كسى از آن نجات يابد ، و اين هم درجاتى دارد . از همه سلامت‌تر آن است كه قطع درد و شكمچهء قسمت جلو مغز روى دهد . اگر زود به دادش برسند و به هم بچسبانند اميدى هست . اگر قطع در دو شكمچهء قسمت عقبى است ، علاجش دشوارتر است . و اگر در شكمچهء وسطى است از همه بدتر و بسيار زحمت است كه بيمار به حال طبيعى برگردد . مگر اينكه شكست - بريدگى - بسيار كم و ناچيز باشد . كه زود به