أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

85

قانون ( فارسى )

سوزنده است و شايد آنچه به سبب ورمهايى كه در اطراف بيرونى سر يا در آبشامهء خارجى پيدا مىشود ، پديد آيد آن را تنها سرسام گويند . اما همين حالت بيمارى اگر از مشاركت حجاب و ورم حجاب و ساير ماهيچه‌هاى سينه باشد ، سرسام همراه برسام است . اگر سبب بيمارى از ورم آبدان و رحم و معده و مشاركت آنها با مغز باشد ، نامهاى مختلف دارد و مصنفين نامهاى جداگانه بر آنها نهاده‌اند . هم‌چنان‌كه در بيمارى « ليثرغس » هم اين اختلاف در نامگذارى روى داده است . ليثرغس سرسام سرد است و آن را فراموشكارى گويند . بايد بدانى ! كه سرسام راستين در اصطلاح طبى همان است كه ما گفتيم . اگر با ورم كردن پردهء مغز ، ورم به مغز سرايت كند بسيار خطر است . شايد در روز چهارم بيمار را بكشد و اگر از چهارم روز تجاوز كرد ، از مرگ نجات يافته است . اكثريت كسانى كه از سرسام مىميرند مرگ از آسيبى است كه در نفس است ورم سرسام برحسب حوزه‌هاى مختلف مغز در جاهاى مختلف بروز مىكند . شايد دو جزء از اجزاء و شايد همه را دربرگيرد . اما اكثرا ثقل آن جايى است كه در ميان تجويف قسمت جلوى و قسمت وسطى مغز قرار دارد . منشأ ورم سرسام گرم يا خونى است : تماما سرخ رنگ ، يا صفرايى است : كاملا زردرنگ ، يا سوخته و مايل به سياهى است . اگر منشأ ورم مايل به سياهى باشد بسيار بد است و اكثرا از خون مرارى به وجود آمده . نه از خون صاف و پاك . يا از صفرايى است كه تنها از راه رگ يا خون دماغ مىتوان آن را از ميان برداشت . بسيار اتفاق افتد كه پردهء مغز يا رگهايى كه از مغز به خارج آيند چنان مىآماسند كه نزديك است جاى به هم رسيدن استخوانهاى قبايل سر از اثر فشار باز شود . اگر بيمار سرسام در حالت عقل درهم شدن ، به گريه و خندهء يك‌اندرميان گرفتار آيد حالش بد است . اگر سرسام از بيمارى ذات الريه سرچشمه گيرد كه معلوم است از خلط بسيار گرم به وجود آمده ، نشانهء بدحالى است . اگر سرسام از حقيقتى كه دارد به ديگر حالت ناحقيقى منتقل شود ، بد است . اگر در بيمارى سرسام اطراف سر و ريه گرانى كردند و اين گرانى دوام يافت و سرانجام ترنجيدگى به بيمار دست داد و مادهء زنگارى را برآورد ، علامت آن است كه بيمار يا همين حالا مىميرد يا اكثرا يك روز و دو روز به مرگش مانده است ؛ يعنى به شرطى كه بيمار بسيار نيرو داشته باشد به اين مهلت دو روزه مىرسد . اگر بيمار در حالت تب پريشان گويد و بعد از زوال تب پريشان‌گوييهاى خود را به ياد بياورد ، علامت آن است كه بيماريش سبك است و خطرى در بر ندارد .