أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

84

قانون ( فارسى )

گفتار سوّم ورمها و گسستگىها در سر ( كه شامل دوازده فصل است ) فصل اول « قرانيطس » كه همان سرسام گرم است ورمى گرم كه در پردهء نازك يا پردهء ستبر مغز پيدا شود آن را قرانيطس مىگويند . اگر ورم در جرم مغز باشد قرانيطس نيست . اگرچه برخى از طبيب نمايان پندارند كه مغز به ورم دچار نمىشود و دليل اين پندار ، گويند : هرچه چون مغز نرم است و هرچه چون استخوان سخت است كش ندارد و هرچه آمادهء كشيدگى نباشد نمىآماسد . كه واقعا اشتباه فرموده‌اند و راه خطا پيموده‌اند . زيرا هرچه نرم و لزج باشد كه مغز چنين است كش مىرود . استخوان نيز ورم مىكند و خود جالينوس اين را دانسته است و در بحث از عمر راجع به اين موضوع بحث خواهيم كرد . ما مىگوييم : هرچه غذا دريافت كند كش يابد و از غذا افزون شود ، و ممكن است كه كشيدگى يابد و از دريافت زوايد حجمش زياد شود . كه اين خودبه‌خود ورم است . آرى گاهى مغز هم ورم مىكند ، ليكن نام ويژه‌اى غير قرانيطس و سرسام دارد كه اين دو نام ، مخصوص ورم گرم پردهء مغزند . بعضى اوقات در بعضى از مبحث‌ها ، ورم گوهر مغز را نيز سرسام گفته‌اند ؛ اما مجاز است و نام روى آورد را شامل اصل كرده‌اند . چه از ورم حجاب ، كه سرسام است روى آورده‌هايى از قبيل پريشان‌گويى ، درهم شدن عقل ، حرارت سوزناك در بيمار پديد آيد اين حالت روىآورد را عوام الناس سرسام گويند و در اصطلاحات پزشكى به تبعيت از مردم آن را سرسام گفته‌اند ، كه اين مجاز به جاى اصل استعمال كردن در بيمارى فراموشكارى هم هست كه بيماريى به دنبال دارد و آن را سرسام سرد گويند . پس وقتىكه عامهء مردم سرسام گفته‌اند سرسام مغزى نيز كه اكنون مورد بحث ماست بر سر زبانها افتاده است . بعضى از مردم كه معلومات لغوى ندارند ، پندارند كه اين بيمارى برسام است و سرسام از آن سبك‌تر است ، كه اين ادعا نيز غلط است . برسام و سرسام دو كلمهء فارسى هستند . سام يعنى آماس و بيمارى ، « بر » : سينه ، و سر : سر است . سرسامى كه در تبها پيدا مىشود و سرسامى كه از وجود خلط در دهانهء معده به وجود آيد ،