أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

73

قانون ( فارسى )

اين مسهل را مىنوشد بايد كمى از روغن گل را بعد از آن سر كشد كه گلويش نسوزد . گزنه را با عسل شياف كنند و بردارند خلطهاى بد خارج مىشود . افيون : افيون شيرهء خشخاش سياه است . بو كردن افيون مصرى خواب‌آور است ، اندازه يك بار تناول افيون نبايد از دو دانگ بيشتر باشد . گاهى از كاهوى بيابانى نيز افيون مىگيرند و آن هم مخدر است ليكن مخدرى است ضعيف . افيون را بر آهنى سرخ شده در آتش بريان كنند و رنگش سرخ مىشود . گزينش : افيون سنگين و تندبوى و ترد ( زودشكن ) كه در آب زودتر حل شود يا گداخته شود و از تابش خورشيد نرم شود و چون بر شعله نهند چراغ را تاريكى ندهد ، بهترين نوع است . افيون زرد كه آب را رنگ مىكند و زبر و كم‌بوى و رنگ آن روشن است افيونى است ناخالص و از خشخاش تيغى نشانى دارد . گاهى از كاهوى بيابانى بدل افيون سازند كه كمتر بوى دارد . و شايد افيون را با صمغ عربى مخلوط كنند كه افيون اصلى نيست و چنين افيونى بسيار روشن و درخشان است . مزاج : در چهارم سرد و خشك است . خواص درمانى : مخدر است . اندايش و تناول آن آرام‌بخش همه دردها است . مقدار خوراكى افيون اندازهء يك دانه عدس درشت است . دمل و جوش : بازدارندهء دملهاى گرم است . زخم و قرحه : قرحه را مىخشكاند . مفاصل : اگر افيون مخلوط با زرده تخم‌مرغ برشته - و بويژه افيون مخلوط با شير را بر جاى نقرس مالند مسكن درد نقرس است . اندامهاى سر : خوردن يا برداشتن آن با فتيله يا برداشتن بدون فتيله خواب‌آور است . اگر گداختهء افيون مخلوط با روغن گل و مرّ و زعفران را در گوش دردمند بچكانند درد بر طرف مىشود . افيون علاج سردرد است و آسودگى آورد . افيون هوش و حافظه را كاهش دهد . اندامهاى چشم : افيون مخلوط با شير پستان زن درد چشم و آماسهاى چشم را بر طرف مىكند ، اما پيشينيان افيون را در مداواى رمد به كار نمىبردند و مىگفتند زيان به چشم مىرساند . اندامهاى تنفسى و سينه : سرفه سخت و شديد را تسكين مىدهد . اندامهاى غذا : اگر از گرما و رطوبت ، معده سست گردد افيون آن را دباغى مىكند و جمع آورد . اما در اكثر حالات اگر افيون را تنها و بدون خايه سگ آبى بخورند هضم را مختل مىسازد يا بسيار كاهش مىدهد . اندامهاى دفعى : بندآورندهء اسهال است و از خراشيدگى و قرحهء روده جلوگيرى مىكند . جانشين : به جاى افيون مىتوان سه وزن آن تخم بنگ و دو وزن آن تخم مهرگياه به كار برد . اترج - ترنج : ترنج را همه مىشناسند . روغنى كه از پوست ترنج به دست مىآيد قوى است و روغنى كه از شكوفه‌اش به دست آيد قوت كمترى دارد . مزاج : پوستش در اول گرم و در آخر دوم خشك است . گوشتش در اول گرم و تر است . و برخى گويند : در اول تر است و سردى آن زياد است و ترش‌مزگى آن در درجهء سوم سرد و خشك است . تخم ترنج در اول گرم و در سوم خشكاننده است . خواص درمانى : گوشتش بادزا ، برگش بادشكن ، شكوفه‌اش لطافت‌بخش‌تر از برگ است . ترشى آن قابض و صفراشكن است . تخم و پوستش تحليل‌برنده است . اگر پوست ترنج را بر لباس بپاشند منع بيدزدگى كند . بوى ترنج هواى فاسد و وبايى را از بين مىبرد . آرايش : ترش آن رنگ را جلا دهد ، لكه‌هاى صورت را از بين