أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
324
قانون ( فارسى )
تمساح : چشم : مدفوعش داروى سپيدى چشم است . گويند اگر وزن يك مثقال از پيرامون گردهاش تناول شود بسيار شهوتانگيز است . و در اين صورت علاجش با تخم كاهو است . زهرها : تمساح يكى را بگزد و پيهش را بر آن گذارند فورا درد تسكين يابد . تنبول : برگ درختى است كه در هندوستان رويد . و در جايى است كه آن را ( نغر ) گويند . برگش به برگ ليمو شباهت دارد و تا اندازهاى شاخههايش شبيه شاخهء درخت ليمو است . مردم هند برگ را با آهك و فوفل مىخايند و دندان را سرخرنگ مىكند و بوى خوشى دارد . هنديان اين گياه را بسيار دوست دارند و با عملياتى كه ذكر شد آن را بسيار به كار مىبرند و در اكثر اوقات در دهن دارند و به اين كار مىنازند . آرايش : بوى بد دهان را مىزدايد . بوى دهان را خوش كند ، دندان را سرخرنگ كند . گويند افشرهاش با شراب داروى بهك است . سر : لثه و گوشت ميان دندان را محكم كند و اين است كه هنديها مرتب آن را در دهان دارند . اندامان غذا : دهانهء معده را تقويت كند ، و كمك هضم است . بادشكن است ، آروغ را خوشبوى كند ، و از اين سبب هنديها از آن دست نمىكشند . تمر ( خرما ) : مزاج : در اول گرم و تر است و گرمى بيشتر از ترى است . آب پشت را زياد كند و مايه سردرد است و علاجش بادام و خشخاش است و بايد بعد از خوردن خرما اسكنجبين ساده بنوشند . تفسيا : شيرهء فيجن كوهى است و بعضى به ثاء تلفظ مىكنند - تا تازه است مفيد است و اگر يك سال بر آن بگذرد بيهوده است زيرا رطوبتهايش تحليل مىرود . مزاج : بسيار گرم و سوزنده است و در گرمى دادن و خشكانيدن نيرومند است و چون رطوبتى زائد و بيگانه دارد فورا آزار نمىرساند . خاصيت : پالاينده ، مسهل ، رساننده ، تركاننده است و چون رطوبت زائد دارد بعد از يك ساعت تازه مىسوزاند . براى بركشيدن مواد از ژرفاهاى بدن بسيار مفيد است ليكن چون رطوبت زياد دارد تا يك ساعت اثرش پديدار نيست . براى گرمى دادن به مزاج همانند ندارد . آرايش : موى را بازروياند . داروى داء الثعلب است و در اين زمينه بىمانند است . و در جاى خود طرز استعمالش را گفتهايم . لكههاى ناشى از خون خشكشده را برمىدارد اما نبايد بيشتر از يك ساعت بر پوست بماند زيرا مىسوزاند . همچنين در زدودن لكههاى سياه و ككمك و برص و غيره نافع است . مفاصل : براى علاج سستى و درد نقرس و مفاصل سرد بر تن مالند و براى عرق النسا حقنه شود خوب است . سينه : در برانداختن ريم از سينه و در علاج دشوار نفس كشيدن و پهلودرد و بويژه اگر پهلودرد ديرينه باشد خوب است ماليدنى باشد يا ضماد كنند فرقى ندارد . يا بدان استفراغ كنند . در ليسيدنيها باشد لطيفتر شود و در برآوردن بيرون ريختنىها مفيد است . اندامان راننده : در برگ و بيخ و پوست و اشكش مادهء اسهالى هست . تبها : در علاج تبها اگر پوستش استعمال شود بايد سه درخمى باشد . اگر افشرهاش تناول شود بايد سه اونولوس باشد . و اگر اشك ( آب تراوشى ) باشد يك درخمى بس است و از اين بيشتر زيان است . جانشين : دوسوم وزنش كتيرا و هموزنش تخم ترتيزك كارش را انجام مىدهد .