أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
298
قانون ( فارسى )
شود . و اگر قبل از هضم تباه نگردد ، خلط بد نمىدهد . در معده كه با خلط بد بياميزد فاسد گردد . و اگر بسيار در معده ماند فاسد شود يعنى حكمش حكم ساير ميوهها است . خلطى كه از كدو بوجود آيد كمجرم و رقيق است . و اكثرا آنچه هست آميزهء او است . اگر با به مخلوط باشد خلط خوب دهد و براى صفرامزاجان خوب است . با آبغوره و آب انار هم خوب است اما زيانش به قولون دوچندان شود . از ويژگيهاى كدو است كه غذاى همجنس همراه خود را مىدهد . مثلا اگر با خردل خورند خلط تند بوجود آرد . و اگر با نمك باشد خلطش نمكين است . با گيرندهاى خورند خلط گيرنده دهد . كدو عموما براى سودامزاجان و بلغميان خوب نيست . و براى صفرايىمزاجان مفيد است . مرباى كدو هيچ ارزش دارويى ندارد . نه گرمى دهد و نه سردى فزايد . تنها لذتش چيزى است . سر : افشرهاش درد گرم گوش را آرام كند . و بويژه اگر با روغن گل باشد بهتر است . در علاج ورم مغزى و سرسام و تسكين درد گلو نافع است . نفسكش : قاوت كدو علاج سرفه و سينهدردى است كه ناشى از گرما باشند . اندامان غذا : آبپزش زوائد گرم را از معده مىلغزاند و مىراند . اگر شرابى را در كاوك كدو ريزند براى معده خوب است . افشرهاش را در بينى كشند درد دندان تسكين يابد . كدو رفع تشنگى كند . و معده را خيس مىنمايد . كدوى خام با معده ناجور است . و بويژه معده كودكان و نوجوانان را هم به درد آورد . و اگر دردى در معده ايجاد كرد علاجى ندارد مگر اينكه استفراغ كنند . كدوى خام براى قولون بسيار بد است . اندامان راننده : آب كدو را با عسل بپزند و نطرون در آن ريزند يا اينكه كدو را در اخگر دفن كنند و بكفد و آبش را با شكر بخورند ، ملين است و براى روده و قولون زيانآور است . تبها : از تبهاى شديد مفيد است . قثاء ( خيارچنبر ) « 1 » : گزينش : تخمش از تخم خيار بهتر است و تا رسيدهتر باشد لطيفتر و خوبتر است . مزاج : تا دوم سرد و تر است . خاصيت : صفرا و گرمى را خاموش كند اما كيموسش بد و آمادهء گنديدن و برانگيزندهء تبهاى سخت است . خربزه زودتر از آن فاسد مىشود . در رسيدهاش زدايندگى هست . تخمش از تخم خيار بهتر است و خودش از خيار زودهضمتر . خامش ( نارسيدهاش ) به رگها راه يابد و تبهاى مزمن به بار آرد . و التهاب معده را زياد كند . علاج دفع گزندش با ننهحوا است . ورم و جوش : برگ آن را با عسل بيندايند و بر جوشهاى ( شرى ) بلغمى نهند مفيد است . نفسكش : غش كردهء گرممزاج آن را ببويد به هوش آيد و نشاط از سر گيرد . اندامان غذا : براى معده خوب است و تشنگى را دفع كند اما كمتر به خوبى هضم مىشود . اگر چند ( اونولوس ) از بيخش با ( ادرومالى ) تناول شود خلط رقيق استفراغ گردد . اندامان راننده : بول را ريزش دهد . شكم را نرم كند ، درد اطراف ذكر و ميان رانها را تسكين دهد . با آبدان سازگار است . نارسيدهاش كمتر از رسيدهاش بول را ريزش دهد . زهرها : برگش در علاج سگ هارگزيده نافع است .
--> ( 1 ) - مقصود همان خيارچنبر دراز و خميده است كه مثل خيار مىخورند . زيرا خيارچنبر دارويى هم هست - عربها اين نوع خيار را خيارآب ( خيار الماء ) يا ( ترعوزى ) گويند . كردها هم تروزى يا چميله مىنامند .