أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
299
قانون ( فارسى )
قثاء الحمار ( سيماهنگ ، خيار الاغ ) : در آخر تابستان گاهى كه ثمرش زرد مىشود مىچينند و در وصلهاى مىگذارند و مىآويزند و مىفشرند و آبش صاف شده مىتراود و در طبقى خزفى ريزند و بر خاكستر گرم نهند تا خشك مىشود و بر لوحى گذارند و در سايه نگاه مىدارند و اين را افشرهء سيماهنگ گويند . گزينش : خوبش آن است كه زردرنگ و راست همانند خيار باشد و تلخ خالص مزه دهد . افشرهء خوبش آن است كه صاف و سبك و به پياز موش ماند و يك سال از آن گذشته باشد . مزاج : در سوم گرم و خشك است . خاصيت : لطيف ، تحليلبرنده ، بيخ و برگ و برش زداينده و گدازنده است و پوستش بيشتر خشكى دهد . افشرهء بيخ و برگش در كنش برابرند . آرايش : افشرهاش و افشرهء بيخش و افشرهء برگش داروى يرقان است . خشكيدهاش را بكوبند و گردش را به كار برند لكههاى جاى قرحهها را كه سياه است از بين مىبرد و چركهاى رخسار را پاك كند . ورم و جوش : بيخش با آرد جو ضماد شود همهء ورمهاى بلغمى كهنه را تحليل برد ، افشرهاش و بويژه اگر با سقز تلخ باشد زخمها را مىتركاند . زخم و قرحه : سائيدهء خشكش داروى گرى و قوباء است . مفاصل : درد مفاصل را دوا است . آبپزش حقنه شود ، علاج عرق النسا است . ضمادش با سركه براى مداواى نقرس مفيد است . سر : افشرهاش را با شير در بينى كشند سردرد غليظ نصفى را شفا دهد . با شير مخلوط كنند و سوراخ بينى را بدان بيندايند زائدهها را بيرون ريزد . از سردرد كلاهخودى و سردرد هميشگى خوب دوايى است . افشرهء برگش از آن ناتوانتر است . اگر افشرهاش را در گوش چكانند درد گوش آرام گيرد . نفسكش : اسهال شدن بوسيلهء افشرهاش براى كسانى كه - سوء نفس - دارند بسيار سودمند است . افشرهاش با عسل و روغن زيتون كهنه - شش ساله - مخلوط كنند و بر كام مالند خناق بلغمى را شفا دهد . اندامان غذا : اگر يك ( اونولوس و نيم ) از بيخش تناول شود ؟ يا اينكه نيم رطل آن را با دو ( قسط ) شراب بپزند و در هر سه روز سه تا پنج ( قوانوس ) از آن بنوشند - مواد آبكى را بيرون ريزد و در علاج استسقا اثرى شگفتآور دارد - اگر يك ( اونولوس و نيم ) از بيخ - يا يكچهارم ( اكسوثافن ) از پوست را بخورند در همان روز بلغم و مرارهء زرد را قى مىكنند . و اگر با عسلاب بخورند در بيرون راندن بلغم و زرداب مفيد است و به آسانى و بدون آزار بيرون آيند و زيانى به معده نمىرساند . براى اسهال دادن بهتر آن است كه افشره را با دوچندان نمك قاطى كنند و حبهاى به اندازهء گاودانه از آن بسازند و بوسيلهء آب ببلعند . اما براى قى كردن بايد كمى از آن در آب حل شود و بيخ زبان و اطراف را بدان آلايند . و اگر خواهى استفراغ زودتر روى دهد افشره را در روغن زيتون و روغن سوسن حل كن و بر بيخ زبان و پيرامونش بمال . اگر استفراغ زياده روى كرد شرابى را با روغن زيتون به بيمار بده استفراغ بند آيد . اگر باز چاره نكرد ، قاوت جو با آب سرد و سركه سركشد . اندامان راننده : بلغم و خون را بيرون ريزد . افشرهاش بول و حيض را راه اندازد . برداشتنش بچه را از بين مىبرد . قرن ( شاخ جانوران ) : سر : سوختهء شاخ گوزن و بز جلاى دندان و استحكامبخش لثه است و التهاب درد دندان را فرونشاند . اما بايد آنقدر بسوزد تا سپيد شود . چشم : شاخ گوزن سوختهء برنگ نمك و شستشو داده مانع دخول مواد تباه به چشم است . نفس : سوختهء شستشودادهء شاخ گوزن از خون برآوردن